الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

89

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

خصوص ماده و جسم دلالت دارد . 4 - به ادعاى صوفيان ، خداى متعال بعد از آن‌كه عارفان وجود يافتند ، در بدن‌هايشان حلول كرده يا با آن‌ها متّحد مىگردد ، نه قبل از وجود آن‌ها به جهت ضرورت ، بلكه به‌طور قطع پس از معرفت و شناخت نه قبل از آن . بدين ترتيب ، در صورت حلول و يا اتّحاد ، لازم مىآيد واجب الوجود دستخوش تغيير و تبديل شود و از حال خود به حال ديگرى تغيير يابد و اين تغيير و تحول قطعا باطل است زيرا با قديم بودن ذات باريتعالى و واجب الوجود بودنش ، منافات دارد . بدين سبب كه آن چه قابل تغيير است حادث است و ملازمه به خوبى روشن است و لازم نيز محكوم به بطلان است . 5 - در صورت حلول و اتّحاد ، لازم مىآيد با رؤيت چيزىكه در خدا حلول مىكند و يا با آن متحد مىشود خداى متعال نيز در دنيا و آخرت ديده شود و اين موضوع به‌طور قطع و به اتفاق همگان باطل است كسانى كه در اين زمينه نياز به دليل دارند ، دلايل آن در جاى خودش روشن شده است . 6 - بطلان اين اعتقاد از قطعيّات مذهب شيعه است و هيچ‌يك از علماى اين مذهب چنين مسلكى را پذيرا نشده‌اند بلكه به صراحت آن را مردود دانسته و بر بطلان آن اتفاق نظر دارند و قائلين به آن را مورد نكوهش قرار داده و هركس پاىبند به چنين اعتقادى باشد از مذهب شيعه بيرون است و ادعاى شيعه‌گرى براى كسانى كه به صوفىگرى قائل‌اند ، صحيح نيست و همين موضوع در اين‌جا براى ما كافى است چنان‌كه بر اهل خرد پوشيده نيست . 7 - اعتقاد به حلول ، با رواياتى كه در زمينهء اعتقادات معصومين عليهم السّلام ثابت و به تواتر رسيده ، مخالفت دارد . بنابراين ، بايد يكى از اين دو محكوم به بطلان باشند و حكم به بطلان اعتقادات اهل بيت عليهما السّلام به هيچ‌وجه صحيح نيست بدين ترتيب ، بطلان جنبهء

--> خوانى است ، يكى از بزرگان در حاشيهء خود بر احقاق مىگويد : كسانى كه جلسات صوفيان از جمله ! قادريان ، رفاعيان ، بدويان ، مولويان ، شاذليان ، جلاليان را مشاهده كرده باشند رواج اين‌گونه كارهاى نكوهيده و ناپسند برايشان كاملا محسوس است . كسانى كه مىخواهند از نزديك بر اين موضوعات آگاهى يابند به كتاب بديع الزمان خراسانى در شرح حال مولوى صاحب مثنوى مراجعه كنند در اين كتاب عكس‌هايى را كه از مجالس صوفيه در « قونيه » و ديگر جاها گرفته شده ، ملاحظه خواهيد كرد تا اين‌كه مىگويد : به من ، مصيبت صوفيه بر اسلام از بزرگترين مصيبت‌هاست .