الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

84

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

پيامبران و جانشينان آن‌ها بود و نظير آن‌ها را در كتاب‌هاى خويش نقل مىكردند تا در مورد آنان خوش‌بينى ايجاد شود و سپس رفته‌رفته آن را طبق خواسته‌هاى خويش تأويل مىكردند و بدين ترتيب كسانى را كه اهل دقت و تأمل نبودند وارد اين گردونه نموده و با خود موافق مىساختند . ولى اهل دقّت ، عنان فكر خود را از انديشيدن در چنين موضوعاتى از دست نمىدادند . و يا انجام اين كار بدين سبب بود كه عدّه‌اى ، بخشى از آن سخنان را انتخاب مىكردند تا آن را وسيله‌اى براى تزكيهء نفس خود قرار دهند . با اين وصف ، بالاترين هدف اين دسته ، پوييدن راه دين و آيين الهى بود چنان‌كه از حالات شيخ زين الدين ( شهيد ثانى ) و شيخ بهاء الدين ( شيخ بهايى ) و غير اين دو بزرگوار پيداست كه هيچ‌گونه كژى و انحرافى در كردار و رفتار آن‌ها وجود نداشت و به راه و رسم ناصبىها تمايل نشان نمىدادند ، سپس اين روش به نابودى گراييد و به جايى انجاميد كه دقيقا راهى را كه ناصبىها پيموده بودند ، ادامه دادند و با اعتماد به سخنان آنان و بىآن‌كه ميان سخنانشان تفاوتى قائل شوند ، به تأويل و توجيه آن‌ها پرداختند و سرانجام ، ماجرا به تنفّر و انزجار از شرع مقدس و پيروان آن كشيده شد و هركس بدين اسم ناميده شده بود ، زير چتر نام تصوّف درآمده و مدعّى و مريد ، هردو به همين مقدار بسنده كردند . اگر نام‌هايى برخاسته از شرع ، چون صالح ( شايسته ) تقى ( پرهيزكار ) زاهد ( پارسا ) ورع ( پرواپيشه ) و نظير آن‌ها كه نيرنگ و دغل به آن‌ها راه نمىيافت ، باقى مانده بود هيچ گاه نيرنگ و فريب در آن‌ها به وجود نمىآمد و اين همه مفاسد بر لفظ و معناى تصوّف مترتّب نمىشد به‌گونه‌اى كه هواداران آن ، عمر خويش را در مسيرى كه ارتباطى به علوم دين ندارد صرف كردند و به كسانى كه بويى از دين و ديانت برده بودند ، تمايل نشان نمىدادند و هيچ‌گاه نگريستن به كتابى را كه حاوى اين‌گونه مطالب بود ، در ذهن نمىپروراندند . به يكى از سران صوفى گفته شد چرا به مطالعهء كتب فقهى نمىپردازى ؟ وى پاسخ مىدهد : بيم دارم به ارتداد كشيده شوم ! نظير اين سخن به يكى ديگر از قطب‌هاى آنان گفته شده ، در پاسخ اظهار داشته است : به روايت افرادى نظير محمد بن مسلم ، چگونه براى من يقين در دين حاصل مىشود ؟ در صورتى كه همين فرد از سخنان حكما و فلاسفه و امثال آنان به يقين دست يافته است . 9 - رفتار زشت و نكوهيده و فضاحت‌بار و تعصّب و گمراهى و باورها و اعتقادات و اعمال ننگينى كه از بزرگان ، رؤسا و سران آن‌ها سر زده قابل ذكر است كه به خواست خدا