الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

83

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

صوفيان ، خود را به غفلت زده‌اند ، مورد پرسش قرار خواهد داد . صوفيان از علم و دانش بىبهره‌اند ، راه و رسم‌شان فسق و فجور و زينت‌شان ادعا و شادى و سرور است . از دستورات خدا و رسولش دست برداشته و اسير هوا و هوس و شياطين گشته‌اند و به نزاع و كمكش و بيهوده‌بافى و فلسفه ، مشغول و آن‌ها را وسيلهء شهرت و جاه و مقام قرار داده‌اند . بىترديد اين افراد ، خود گمراه شده و ديگران را نيز به گمراهى كشانده‌اند . امورى كه بدان دست يازيدند همه جا گسترش يافت و كفر و الحادشان بالا گرفت و انوار احكام دين الهى به خاموشى گراييد . علّامهء زمخشرى در كتاب « كشّاف » « 1 » در ذيل آيهء شريفهء قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ ؛ « 2 » بگو اگر دوستدار خدا هستيد از من پيروى كنيد كه محبوب خدا قرار گيريد گفته است : هرگاه ديديد كسى از محبّت خدا دم مىزند و همراه با ذكر و ياد خدا دست افشانى مىكند و به وجد و شور و هيجان مىآيد و عربده مىكشد و از هوش مىرود ، ترديدى نداشته باشيد كه وى نه خدا را مىشناسد و نه از محبّت خدا خبرى دارد ! دست افشانى و شادى نمودن و عربده كشيدن و از هوش رفتنش تنها بدين منظور است كه در باطن پليد خود تصورى يافته و از سر نادانى ، آن را خدا ناميده است و درپى آن تصوّر ، كف‌زنان و شادىكنان به داد و فرياد دست زده و مدهوش گشته است و چه‌بسا در چنان حالتى شهوت از او خارج شده و لباسش را آلوده كرده باشد و تودهء مردم نادان و نابخرد ، به جهت دلسوزى به حال وى با اشك چشم‌شان ، لباس خود را تر كرده‌اند . البته در موارد ديگرى نيز از آن كتاب نظير اين سخن را ياد آورد شده است . در خور آگاهى است كه علماى كنونى شيعه نيز در ردّ صوفىگرى و مردود دانستن راه و رسم صوفيان ، با علماى گذشته ، همسو هستند و در اين خصوص ، كتاب‌ها و مقالاتى را به زبان عربى و فارسى به نگارش درآورده‌اند . از جمله يكى از پژوهشگران آنان در اين زمينه مىگويد : به هوش باش ! راه و رسم صوفىگرى تنها در اين زمان و زمان‌هاى نه چندان دورى ميان شيعه راه يافته است . در ابتدا افرادى وجود داشتند كه ميان سره و ناسره تفاوت قائل بودند . عده‌ّاى به بخشى از گفته‌هاى آنان تمايل نشان داده و بهترين قسمت آن را گزينش مىكردند اين كار را يا به اين دليل انجام مىدادند كه اين سخن برگرفته از سخنان

--> ( 1 ) . ج 1 ص 424 ، چاپ دار المعرفه - بيروت . ( 2 ) . آل عمران ، آيهء 31 .