الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

77

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

تصوّف را در موارد متعددّى به شدت ردّ كرده است . 4 - از آن جمله شيخ جليل القدر ابو جعفر طوسى شيخ الطايفه قدّس سرّه است . وى در موارد متعددى از كتاب خويش نظير همين مطالب را آورده و در كتب كلامى خود و ديگر كتب ، صوفىگرى را عموما و خصوصا به شدّت مردود دانسته است و در كتاب غيبت نيز همين گونه سخن گفته كه به خواست خدا به بيان آن خواهيم پرداخت . 5 - ابن حمزه رحمه اللّه نيز يكى از برجسته‌ترين علماى ما و مؤلف كتاب « الهادى الى النجاة من جميع المهلكات » است . اين شخصيّت بزرگ در اين كتاب روايات فراوانى بر ردّ و نكوهش صوفيّه از شيخ مفيد و ديگر علماى متقدّم نقل كرده كه به خواست خدا به بيان برخى از آن‌ها مىپردازيم . 6 - شيخ جليل القدرمورد وثوق ، جعفر بن محمد دوريسى رحمه اللّه در كتاب « الاعتقاد » صوفيّه را به‌ويژه در مسالهء حلول و وحدت وجود ، به شدّت مردود دانسته است . از جمله موضوعاتى كه برخى علماى مورد اعتماد از آن كتاب نقل كرده‌اند به اين مطلب مىتوان اشاره كرد كه گفته است : از كسانى كه مدّعى زيركى و فراست‌اند بسيار جاى شگفتى است كه در دام فريب گروه « زراقيه » ، فرومايه‌ترين گروه‌هاى بدعت‌گذار و پست‌ترين طوايف حلّاجيه ، گرفتار آمده‌اند . افرادى كه در انجام كارهاى زشت و ناپسند و اختراعى و پست و نارواى خود ، تأمل و دقّت ندارند و بىتوجه‌اند كه سردادن جملهء لا إله الا اللّه را براى خود مزمار قرار مىدهند و به سان كنيزكان ، آوازه‌خوانى مىكنند و با تار و تنبور و ذكر و ورد با آنان درمىآميزند و چون خرس كوهى به رقص و پايكوبى مىپردازند و با حيله و نيرنگ از نابخردان بهره‌كشى مىكنند و تنها با ادعا دست به چنين كارهايى مىزنند وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا ؛ آنان كه در اين دنيا كوركورانه عمل كردند در آخرت نيز همان‌گونه كورند . بلكه به مراتب گمراه‌ترند . 7 - علّامهء بزرگ شيخ جمال الدين حسن بن مطهر حلّى قدّس سرّه در موارد متعددى از كتب خود ، صوفيه را مردود دانسته كه به يارى خدا به نقل برخى از عبارات كتب وى خواهيم پرداخت . او در كتاب مشهور خود در سخنانى طولانى چنين مىگويد : « پيشوا و قطبى كه صوفيان به دو رجوع مىكنند و به او وابسته‌اند ، شيطان را از دجّال تشخيص نمىدهد و ميان حق و امر محال ، تفاوت قائل نيست و بين بهشتيان و جهنّميان را تميز نمىدهد و فضيلت جمع اندكى از بندگان خدا را بر جمعى زياد ، درك نمىكند . تنها به ذكر و ياد پيران روستايى