الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

78

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

و كوه‌نشينان و كرامات آن‌ها دلخوش است و به شنيدن فضايل افراد سرگردان در بيابان‌ها و شهرها علاقمند است و شهرهايشان را برمىشمرد و به توصيف معجزات و كرامات زنان عابد و زاهد مىپردازد و هرگاه سخنى درمورد على و فرزندانش عليهم السّلام بشنود ، رنگ از چهره‌اش مىپرد و چشم برهم مىنهد و سيمايش برافروخته و لبانش به سفيدى مىگرايد و اظهار مىدارد : از سخنان رافضىها و اخبار متناقض‌شان ، دست برداريد . او از حوادثى كه ميان مهاجر و انصار رخ داده و همدستى قريش بر ضدّ بنى هاشم ، بىاطلاع است . فساد كنونى آنان ، در حقيقت نتيجهء همان فساد است . زاهد و پارسا از ديدگاه نابخردان كسى است كه در ظاهر ريشى بلند و زبانى به ظاهر خوش دارد كه اظهار فروتنى مىكند و آرام گام برمىدارد . مريدان ناآگاه هم‌مسلكش بر اين تصوّرند كه قطب و پيشواياشان به هنگام ذكر و ياد خدا و بهشت او از شوق و به هنگام ذكر و ياد آتش دوزخ و عذاب آن از ترس ، نقش بر زمين مىشود . ازاين‌رو ، وى در جمع مريدانش مىچرخد و خود را با حالت جنون و ديوانگى و گستاخى و تكبّر ميان آنان مىافكند يكى را با دست راست و ديگرى را با دست چپ سيلى مىنوازد و از اضافهء كفى كه بر دهان آورده بر مريدانش آب دهان مىافكند ، اموال اين و آن را مىخورد و با سبك مغزى ، ديگران را به باد تمسخر مىگيرد و به اتفاق غلامان و مريدان و شاگردانش در وقت مناسب شراب مىنوشد و مىرقصد و آواز سر مىدهد و اگر ديگر امورى كه آن‌ها را در وادى هلاكت مىافكند ، برشمريم از نگارش آن‌ها شرم داريم و هرگاه در مجلسى سخن از اختلاف به ميان آيد مىگويد : ما پيرويم ، نه بدعت‌گذار و تنها تسليم كردار گذشتگان خود هستيم و بدان خرسنديم » در ادامهء سخنان وى به خواست خدا مواردى كه صريحا حكم به كفر صوفيّه نموده خواهد آمد . 8 - شيخ على بن عبد العالى عاملى كركى رحمه اللّه يكى ديگر از شخصيّت‌هايى است كه در ردّ صوفيّه به تأليف كتابى به نام « مطاعن المجرميه » پرداخته و در آن اخبار و روايات فراوان و متعددى نقل كرده كه بر ردّ صوفيه و نكوهش و كفر آنان دلالت دارد و دلايل عقلى متعددى را نيز در آن يادآور شده است . 9 - فرزندش محقق ، شيخ حسن قدّس سرّه در كتاب « عمدة المقال فى كفر اهل الضلال » در اين زمينه سخن گفته و برخى از علماى مورد اعتماد به نقل مطالبى از او پرداخته‌اند كه در آن كتاب گفته است : صوفيان ، اتّحاد وجود خداى متعال و حلول او را در وجود عارفان