الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

59

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

سخت گيرد . ج ) مردى كه همسرش را نفرين كند با اين‌كه خداوند اختيار رهايى ( طلاق ) او را در دست مرد قرار داده است و مردى كه در خانه بنشيند و بگويد : پروردگارا ! به من روزى برسان و درپى كسب روزى از خانه بيرون نرود . خداى عزّ و جل به چنين فردى مىفرمايد : بندهء من ! آيا راه به دست آوردن روزى را با اعضاى سالم بدنت براى تو فراهم نساختم ؟ تا براى پيروى فرمان من ، جهت كسب روزى ، ميان من و خود عذرى بياورى و سربار خانواده‌ات نباشى ؟ اگر بخواهم تو را روز مىدهم و گرنه بر تو سخت خواهم گرفت و تو در پيشگاهم معذورى . د ) فردى كه خداوند به او روزى فراوان عطا مىكند و او همه را انفاق مىكند و سپس به درگاه خدا رو آورده و عرضه مىدارد : پروردگارا ! به من روزى عنايت كن - خداى عز و جّل مىفرمايد آيا به تو رزق و روزى فراوان ندادم ؟ چرا آن‌گونه كه به تو فرمان دادم در آن ميانه‌روى نكردى ؟ چرا به اسراف رو آوردى با اين‌كه تو را از اسراف نهى كرده بودم ؟ ه ) مردى كه در حال قطع رابطه با خويشاوندانش مرا مىخواند . سپس خداوند به پيامبرش چگونه انفاق نمودن را ياد داد ، بدين ترتيب كه ، نزد حضرت چند مثقال طلا بود و دوست نداشت حتى يك شب نزد وى باشند ازاين‌رو ، آن‌ها را صدقه داد و نزدش چيزى نماند و اتفاقا آن روز فقيرى نزدش آمد و از او مالى درخواست كرد و حضرت چيزى در اختيار نداشت به او بدهد و مورد سرزنش فقير قرار گرفت و حضرت نيز به جهت در اختيار نداشتن چيزى ، اندوهگين شد ، آن هم شخصيّتى كه سرشار از مهر و محبّت بود و بدين‌سان ، خداوند با اين فرمان ، پيامبرش را تأديب نمود و فرمود : « نه هرگز دست خود را ( در احسان و نيكى ) محكم بسته‌دار و نه بسيار باز و گشاده دار كه هركدام را انجام دهى ، به نكوهش و حسرت خواهى نشست » . منظور خداوند اين است كه : مردم گاهى از تو خواسته‌اى دارند و معذورت نمىدارند . بنابراين ، اگر همهء آن چه را در اختيار دارى انفاق كنى دستت از اموالت ته خواهد شد . « فهذه احاديث رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يصدقها الكتاب و الكتاب يصدقّه اهله من المؤمنين و قال ابو بكر عند موته : حيث قيل له أوص فقال : أوصى بالخمس و الخمس كثير فانّ اللّه تعالى قد رضى بالخمس فأوصى بالخمس و قد جعل اللّه له الثلث عند موته و لو علم ان الثلث خير له