الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
46
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
به ديدار آنان رود ، گويى به ديدار شيطان و پرستش بت رو آورده است و هركس به فردى از آنان كمك رسانده گويى به يارى يزيد و معاويه و ابو سفيان برخاسته است » . يكى از ياران امام عرضه داشت : [ اماما ! ] هرچند آن فرد حقوق شما را بشناسد ؟ راوى مىگويد : امام عليه السّلام چونان فردى خشمگين به دو نگريست و فرمود : « دع ذا عنك من اعترف بحقوقنا لم يذهب فى عقوقنا أما تدرى انهم أخس طوايف الصوفيّة ، و الصوفيّة كلّهم مخالفونا و طريقتهم مغايرة لطريقتنا و ان هم الّا نصارى او مجوس هذه الامّة اولئك الذين يجهدون فى اطفاء نور اللّه بافواههم و اللّه متّم نوره و لو كره الكافرون ؛ « 1 » كسى كه حقوق ما را بشناسد هيچگاه نافرمانى ما نمىكند . آيا نمىدانى كه اينان فرومايهترين فرقههاى صوفىاند و همهء صوفيان با ما مخالفند و شيوهء آنان با راه و رسم ما متفاوت است آنها نصارا يا مجوسيان اين امّتاند و كسانىاند كه مىكوشند با دهانشان نور خدا را خاموش سازند ولى خداوند نور خويش را كامل مىگرداند هرچند ناخوشايند كافران باشد » با آشنايى به موارد ياد شده گفتنى است كه : اگر غير از حديث شريف ياد شده كه با اين الفاظ بليغ و مفاهيم زيبا وارد شده و به دورى گزيدن از « تصوّف » و هوادارانش هشدار داده است و به گمراهى و نابخردى هريك از صوفيان تصريح نموده ، حديثى وارد نشده بود ، براى تشريح و بيان حال صوفيان و پرده برداشتن از نيرنگ گمراهان ، كافى به نظر مىرسيد . اين روايت در كمال روشنى به بيان فساد روش صوفيان پرداخته و همانگونه كه ملاحظه مىكنيد در اوج صراحت ، بر آن خط بطلان كشيده و ميان صوفيان اهل سنّت و شيعه ، تفاوتى قائل نشده است . زيرا هرگروه و دستهاى كه باشند ، از شيوهاى نكوهشآميز و زشت پيروى كرده و اعمالشان با دستورات ائمه عليهم السّلام مغايرت دارد و حكم به كفر آنها و خروج از اسلام شده و اين موضوع براى اهل خرد واضح و روشن است . بايد توجه داشت كه اكنون برخى از صوفيان و كسانى كه به راه و رسم آنها تمايل نشان مىدهند گاهى درپى كاستن از ارج و مقام استاد جليل القدر مقدّس اردبيلى برمىآيند ، با اينكه وى از مقام و منزلتى والاتر از اين برخوردار است و بعضى از آنان نسبت كتاب « حديقة الشيعه » را به وى منكراند كه اين طرز تفكّر از چند جهت محكوم به بطلان است .
--> ( 1 ) . حديقه الشيعه ، ص 603 .