الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

33

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

مىكرد « 1 » ، در مقام توجيه اين عمل برمىآيند . در صورتى كه اگر چنين چيزى فرضا ثابت شود دلالتى بر جواز اين نسبت ندارد تا چه رسد به رجحان و برترى و وجوب آن . و اگر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله همواره چنين لباسى مىپوشيد بدان لباس منتسب مىگشت و به پوشيدن آن فرمان مىداد و ترديدى نيست كه پيامبر و ائمه معصومين عليهم السّلام بيشتر لباس‌هاى مباح را به اقتضاى حال پوشيده‌اند و هدف آنان از اين كار ، بيان جواز و تصريح به عدم تحريم پوشيدن اين قبيل لباس‌ها بوده است . زيرا بيان عملى به مراتب برتر از سخن و گفتار است . پيامبر و ائمه عليهم السّلام غالبا با پوشيدن اين‌گونه لباس‌ها خواسته‌اند بين پوشيدن اين دو نوع لباس را جمع كنند . بنابراين ، در مباح بودن لباس‌هاى ياد شده هيچ‌گونه سخنى نيست بلكه سخن در رجحان و انتساب ويژه به اين‌گونه لباس‌هاست . آيا راوى صوفى مورد وثوق است ؟ اگر بگوييد : با سخن شيخ صدوق رحمه اللّه در « عيون الاخبار » : و ديگر كتب چه مىكنيد كه مىگويد : فلان شخص صوفى برايمان روايت كرد و در برخى روايات اظهار مىدارد : فلانى ، از فلان صوفى روايت نمود . بنابراين ، صدوق بر خلاف سخن گذشتهء شما كه گفتيد : هيچ‌يك از شيعيان ، صوفى نبوده‌اند ، سخن گفته است ! در پاسخ بايد گفت كه : سخن شيخ صدوق رحمه اللّه داراى چند احتمال است : نخستين احتمال : كلمهء صوفى در عبارت صدوق منسوب به پشم‌فروشى يا پشم‌ريسى و نظير آن باشد . زيرا بيشتر راويان و دانشمندان ، داراى حرفه‌هاى گوناگونى بوده و انواع بازرگانىها داشته‌اند كه خود ، به آن حرفه‌ها منسوب بوده‌اند تا از ديگر كسانى كه با آنان تشابه اسمى داشته‌اند ، متمايز گردند و در اين خصوص نه قصور و كوتاهى صورت گرفته و نه نسبتى دينى به‌شمار مىآيد و نه بر آن مفسده‌اى مترتب است و به يقين چنين نسبتى جايز است و برخى از ياران ائمه عليهم السّلام به چنين حرفه‌هاى منسوب بوده‌اند . نظير : صيرفى « صرّاف » طاطرى « كرباس‌فروش » شعيرى « جوفروش » طيالسى « پوستين‌فروش » قلانسى « كلاه‌فروش » و صاحبان ديگر حرفه‌ها كه اين خود دليل بر ردّ صوفيه است كه مانع كسب روزىاند . با اين‌كه ائمه عليهم السّلام جمعى از اين صاحبان حرفه‌ها را مورد مدح و

--> ( 1 ) . به وسائل « كتاب العشره » باب استحباب سلام‌كردن بر كودكان حديث 1 و 2 مراجعه شود .