الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
34
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
ستايش قرار دادهاند . احتمال دوم : كلمهء « صوفى » منسوب به پوشيدن لباس پشمينه باشد . بىآنكه فرد در اعتقادات خود ، موافق با صوفىها باشد . زيرا آنگونه كه با تحقيق و بررسى به دست مىآيد چنين چيزى معروف و شناخته شده نبوده و مشخصّ است كسى كه با چيزى زياد سروكار داشته و ملازم با آن باشد ، در لغت و عرف انتساب به آن چيز ، بسيار نيكو و بجاست . بنابراين ، كلمهء « صوفى » نسبتى دينى نيست . بدين ترتيب ، از محل بحث ما خارج است . احتمال سوم : كلمهء « صوفى » در عبارت مرحوم صدوق به يكى از قبايل عرب منسوب باشد . چنانكه صاحب كتاب « صحاح اللغه » گفته : صوفه ابو حى ، تيرهاى از قبيلهء مضر است . وى غوث بن مراد بن طانحة بن ياس بن مضر مىباشد . اينان در دوران جاهليّت خدمتگزارى كعبه را برعهده داشتند و به حاجيان خدماترسانى مىكردند و در موسم حج همواره گفته مىشد : صوفه ، خدمترسانى كرد و شاعر در اين زمينه گفته : « حتّى يقال أجيزى الصوفانا » نظير اين سخن « در قاموس اللغه » نيز آمده است . ولى جوهرى در خصوص استناد به بيت شعر ياد شده ، به اشتباه رفته است . زيرا عبارت صحيح ، « صفوانا » است نه « صوفانا » . احتمال چهارم : كسانى كه در رجال سند روايت از آنان ياد شده صوفى بهمعناى مشهور كنونى بوده ولى از تودهء ناآگاه مردم باشند ، زيرا چنين افرادى به شيعهگرى و عدالت ، معروف نيستند و بسيارى موارد از اين دست ، از ناحيهء مخالفان و افرادى ناآگاه نقل مىشود زيرا بيشتر اين موضوعات احكامى شخصى ، نظير فضايل ائمه عليهم السّلام و يا ثواب و پاداش اعمال و مانند آن را دربر دارد . احتمال پنجم : به فرض اگر از همهء موارد ياد شده صرفنظر كرده و بگوييم : امكان دارد صوفيان شيعه باشند . در اين صورت نيز اينان انسانهايى ناآگاه و غير قابلاعتمادند و به منزلهء جمع اندكى هستند كه هيچگونه حكمى بر آنها بار نمىشود و اگر تصوّف آنها ثابت نيز شود بر صحّت و درستى تصوّف دلالت ندارد و نمىتوان آن را بهعنوان سندى قطعى تلقّى نمود زيرا اين افراد ، مصون از گناه و اشتباه نيستند . بنابراين ، سخنانشان نيز