الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

211

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

حتى يخرج قوم من امّتى يقال لهم : صوفيّه ليسوا منّى و انّهم يهود امّتى يحلقون للذكر و يرفعون اصواتهم بالذكر يظنّون انّهم من الابرار و هم اضلّ من الكفار و انّهم من اهل النار لهم شهقه كشهقة الحمار ؛ « 1 » قبل از رستاخيز جمعى از امّتم كه صوفى ناميده مىشوند ، ظاهر گردند آنان براى گفتن ذكر حلقه مىزنند و صدايشان را براى ذكر و ورد بلند مىكنند و مىپندارند از نيكان‌اند در صورتى كه گمراه‌تر از كفار و اهل دوزخ‌اند و فريادشان به فرياد الاغ مىماند » . 12 - شيخ طوسى رحمه اللّه در تهذيب از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : « جنّبوا مساجدكم البيع و الشراء و المجانين و الصبيان و الاحكام و الضاله و الحدود و رفع الاصوات ؛ « 2 » در مساجد خود از خريد و فروش و راه دادن ديوانگان و كودكان و گمشدگان و اجراى حدود و بلندكردن صدا ، خوددارى كنيد » . در روايات متعددى نقل شده كه عبادت در نهان ، برتر از عبادت آشكار است و آن‌كس كه در نهان كار نيكى انجام دهد داراى هفتاد حسنه « 3 » پاداش است هردو معنا با وجود تكرارشان ( تكرار عبادت و تكرار حسنه ) دليل بر مقصود ما در اينجا هستند . اگر بگوييد : برتر شمردن عبادت ، خود دليل بر ثبوت فضليت براى بخش ديگر عبادت تلقّى مىشود و برخى روايات گذشته بر منع از چنين عباداتى ، واضح و روشن نيست و بخش دوّم عبادت ( ذكر آشكار ) حمل بر كراهت مىشود . در پاسخ مىگوييم : برترى دادن ، در موارد بسيارى همراه با عدم مشاركت به كار رفته است . به فرض كه تسليم گشته و آن را پذيرا شويم ولى دلالت تمام رواياتى كه درمورد برترى قائل شدن و نهى و ديگر موارد ، يادآورى شد ، آن‌گونه كه ملاحظه مىكنيد بر نكوهيده بودن اين عمل ، دلالت دارد و استمرار و مداومت بر انجام كارى نكوهيده افزون بر اين‌كه شرعا حرام است ، در مخالفت با شرع ، كافى است تا چه رسد به اين‌كه برترى دادن عملى نكوهيده نيز به آن اعتقاد ، ضميمه شود . به هرترتيب ، هرعملى كه به مرز افراط برسد ترديدى در عدم جواز آن نيست . هم

--> ( 1 ) . در كشكول چاپ شده به اين عبارت برنخوريم ولى محدث قمى آن را در سفية البحار ج 2 ص 58 از كشكول روايت كرده است . ( 2 ) . تهذيب ج 3 ، ص 249 . ( 3 ) . وسائل ج 1 ، باب 17 .