الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

188

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

اعتقاد به حرمت غنا هستند ولى معنايش را نمىدانند و به تفسير و توجيه لغت‌شناسان و فقها و عرف عرب و احاديث حاوى تفسير غنا به ترجيع كه قبلا گذشت ، اعتنا نمىكنند . با اين‌كه تفاوتى ميان غنا و زنا و لواط و دزدى و نظاير آن‌ها نيست و در مسائلى از اين دست بايد به لغت‌شناسان مراجعه كنند كه به تفسير آن بيش‌از ديگران با لغت آشنايى دارند و به اين اعتبار كه ارتباط به فقه و مسائل آن دارد بايد در آن به فقها مراجعه كرد زيرا آنان به تفسير اين واژه از عرب و غيرعرب‌هاى ناآشنا به مسائل فقهى ، آشناترند . افزون بر اين‌كه فقها نيز خود از علماى آشناى به زبان عربىاند . به‌هرحال ، هردو گروه در معناى غنا آن‌گونه كه قبلا يادآورى شد ، هيچ‌گونه ترديدى ندارند و از شدّت روشنى و وضوح آن ، نيازى به تفسيرش ندارند و راز اين‌كه برخى از كتب لغت ، فاقد تفسير آنند ، همين است ولى در بيشتر اين كتب به تفسير ياد شده ، تصريح كرده‌اند . در قاموس آمده است : غنا بر وزن كساء به نغمهء شادىانگيز مىگويند و « غناه الشعر » و « به » يعنى با شعر ، نغمه سرداد و آواز خواند و معناى وجدآفرينى كه جنبه‌هاى شادى و اندوه را تحريك نمايد نيز در آن نهفته است بر خلاف حالتى كه به شما دست دهد و شادمان و يا اندوهگين‌تان سازد و تطريب به‌معناى : به شادى آوردن و نغمه سردادن آمده است . اين افراد ، آن‌گاه كه در دلشان شبهه جاى گيرد هيچ‌يك از اين دلايل را پذيرا نيستند بلكه هريك از آن‌ها انتظار دارد نامهء جداگانه‌اى ( از سوى خدا ) براى او فرستاده شود با اين‌كه سخن افرادى نظير خود را در امورى بسيار مهّم و غير قابل توصيف ، بىچون و چرا و بدون هيچ‌گونه دليلى مىپذيرند . شگفت‌آورتر از آن اين است كه برخى از آنان از اين جانب درخواست بيان احاديث متعددى در تفسير غنا نمودند مشروط به اين‌كه هر يك از آن احاديث شامل دو مقدمهء صغرى و كبرى به ترتيب اشكال منطقى باشند . آيا چنين درخواستى جز سرسختى و عناد چيز ديگرى مىتواند باشد ؟ ! و آيا در همهء احكام و دستورات شرع مقدس ، اعم از كم يا زياد و يا ضرورى نظير وجوب نماز و تحريم زنا ، چنين مقدماتى وجود دارد ؟ اى كاش ! مىدانستم در صدر اسلام ، دين و آيين الهى چگونه براى مسلمانان ثابت و پابرجا شد ؟ ما تاكنون در جايى نديده و نشنيده‌ايم كه پيامبر و ائمه عليهم السّلام دقيقا براى مردم اين‌گونه استدلال كرده باشند بلكه نحوهء استدلال آن بزرگواران