الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

186

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

هم‌چنين تشبيهى كه در حديث ، به ترجيع غنا شده دلالت بر غنا بودن اين تشبيه ندارد و چه‌بسا دليل بر اين است كه چنين تشبيهى اصلا غنا نيست زيرا مشبّه چيزى غير از مشبّه به است . آن‌جا كه فرمود : « يرجّعون القرآن ترجيع الغنا ؛ قرآن را با آواز قرائت مىكنند » اوج دلالتش اين است كه اين ترجيع مشابه ترجيع غنا ، در قرآن جايز نيست و اگر نظير آن در غير قرآن به وجود آمد ، بدون دليل نمىتوان آن را حرام دانست و حديث نيز دلالت بر آن ندارد بلكه دليل بر حرمت نهى از قرائت قرآن به نواى اهل فسق و فجور و مرتكبين گناهان كبيره است و صوفيان از اين دسته مردم نيستند بلكه آن‌ها اهل خدا بلكه خود خدا هستند . بنابراين ، كارهايى كه انجام مىدهند ، خارج از اين بحث است . پاسخ اين است كه : اين شبههء ضعيف از فردى غيرآگاه به موقعيّت سخن عرب و غير آشنا به تركيب آن ، سر زده است . تحقيق مطلب اين است كه اضافهء موجود در جملهء ترجيع غنا « يرجّعونه ترجيع الغنا . . . » اضافهء بيانى است زيرا ترجيعى كه به گونهء خاص آمده ، همان غناست كه نواى مخصوص و كشيدن صداى شادىآور است . درنتيجه ، ترجيع قرآن ، همان غناست نه ترجيعى شبيه ترجيع غنا . فايدهء اضافهء بيانى پديدار شدن غنا و شهرت آن در غير قرآن است و اين در صورتى است كه تشبيه را معتبر بدانيم و معنايش ترجيعى نظير غناى رايج ميان بيشتر مردم است كه بدان غنا اطلاق مىشود . بنابراين ، تشبيه نه تنها ، اقتضاى مغايرت ندارد بلكه چه‌بسا موردى را كه با غناى به‌معناى رايج مشتبه شده بدان ضميمه مىكند زيرا در هردو ، ترجيع تحقق يافته هرچند نياز به چنين استدلالى نيست ولى از قابليّت يك دليل برخوردار است . يادآورى لفظ « أهل » در جملهء « اهل الفسوق » و « أهل الكبائر » و نياوردن آن در جملهء « ترجيع الغنا » حاكى از اين است كه اضافهء در ترجيع غنا ، اضافهء بيانى است و اين معنا تنها با ذوق سليم و آگاهى به موقعيّت نكات ظريف سخن عرب ، قابل درك است . هرگاه مطالبى كه يادآور شدم برايتان روشن شد و در آن دقّت نموديد به وضوح پى خواهيد برد كه واسطه ، در چنين جايى معقول نيست . از سويى ، با بيان اين مطلب نه تنها فرض واسطه بين نواهاى عرب و اهل فسق و فجور و مرتكبين گناهان كبيره ، نيز دفع مىشود بلكه به اعتبار بيان لفظ « أهل » به‌طور مكرّر ، اين واسطه ، همان اهل فسق و فجورند و واسطه قرار گرفتن « اهل الفسوق » بين « اهل الكباير » و جملهء ما قبل آن ، دليل بر همين معناست . پس در حقيقت ، غنا از ديدگاه شيعه بر معنايى غير از مواردى كه غزالى و