الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
182
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
على بن محمد ، سرسلسلهء اين سند پسر عبد اللّه بن اذينه از رجال مورد اعتمادى است كه محمد بن يعقوب كلينى از آنها نقل روايت مىكند و در كافى « كتاب العلم » و « كتاب الطهارة » و ديگر جاها تصريح شده كه وى پسر عبد اللّه است . البته احتمال دارد او على بن محمد ، راوى مورد اعتماد جليل القدر ، معروف به علّان كلينى باشد و به فرض اينكه يكى از اين دو نباشد هرچند بعيد است ولى همينكه از اساتيد كلينى است و فراوانى رواياتى كه كلينى از او نقل كرده افزون بر صحت احاديث وى ، چنانكه از آغاز كتاب استفاده مىشود ، دليل بر مورد اعتماد بودن اين شخصيّت است . ابراهيم بن احمر « دومين راوى سند » به ظاهر فرزند اسحاق است هرچند برخى از علماى رجال وى را ضعيف دانستهاند ولى كتب او را نسبتا مورد اعتماد دانستهاند بلكه شيخ به حسب ظاهر وى را توثيق كرده و قابل اطمينان دانسته است . البته اگر اين فرد ، هم مورد اعتماد بهشمار آمده و هم ضعيف شمرده شود ، قابل تأمل است ، زيرا اگر ثقه و مورد اعتماد بوده ، در اين صورت جاى هيچگونه سخنى نيست و اگر ضعيف بهشمار رود يا روايت از كتاب وى نقل شده باشد ، قبلا پى برديد كه كتب وى نسبتا مورد اعتماد بلكه جنبهء اعتماد آنها كاملا محرز است زيرا با روايات ياد شده و احاديثى كه بعدا خواهد آمد موافق است و يا روايت از طريق اجازه نقل شده كه در اين صورت قضيه آسانتر خواهد بود چرا كه نسبت روايات در كتب ، متواتر است و احاديث را به جهت تبرّك اتصال سلسله سند آنها به معصومين عليهم السّلام ، از افراد ثقه و مورد اعتماد و ديگر افراد ، روايت مىكنند . از جمله قرينههايى كه بر اين معنا دلالت دارد تحقيق و بررسى شيوهء متقدّمين است . كلينى و ديگران در آغاز سندهاى خويش ، روايات را بيشتر از افراد غير ثقه نقل مىكنند و نقل اين روايات توسط كلينى و ديگران از كتب افراد غير ثقه كه با كتب خودشان موافق نيستند ، از اين شخصيّتها غير قابل تصور است . بنابراين ، مشخص است كه راوى ضعيف در چنين جاهايى جنبهء اجازه دارد . عبد اللّه بن حمّاد سومين رواى روايت فوق است كه نجاشى دربارهاش مىگويد : او از اساتيد و مشايخ علماى ماست و اين بيان ، مدح و ستايشى بسيار و الا از ابن حماد است . افزون بر اينكه نجاشى خود ، فردى مطمئن و مورد اعتماد و سخنش پذيرفته شده است و اگر نگوييم بر سخن همهء علماى رجال ، بر سخن بيشتر آنها برترى دارد زيرا شناخت وى از حالات رجال حديث ، بيشاز ديگران است و در اين زمينه تحقيق و بررسى زيادى دارد