الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

183

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

و سخن ابن غضائرى دربارهء عبد اللّه بن حمّاد كه گاهى مىگويد او را مىشناسيم و گاهى اظهار مىدارد با او آشنايى نداريم ، با تعريف نجاشى منافاتى ندارد و بايد براى سخن خود گواهى ارائه دهد زيرا همان‌گونه كه پىبرديد سخن نجاشى پابرجاتر است با اين‌كه علماى رجال ، ابن غضائرى - يعنى احمد بن حسين را - مورد اعتماد ندانسته‌اند . افزون بر اين‌كه راويان قابل‌اعتماد ، مورد خدشهء فراوان وى قرار گرفته‌اند . بنابراين ، آشكار شدن عدم صحت اين موضوع و تصور برخى از علماى ما كه قائلند هرگاه لفظ ابن غضائرى اطلاق شود ، منظور از آن حسين بن عبيد اللّه است به دليل مطالبى كه در آغاز « فهرست » با اين لفظ آمده و نيز به سبب نقل روايت از پدرش ، تصورى غلط است . از سويى ، كسى از پدر حسين بن عبيد اللّه روايتى سراغ ندارد افزون بر اين‌كه سخن وى در خدشه و طعن و نكوهش ، صراحت ندارد چنان‌كه در بحث حديث‌شناسى آن را بيان كرده‌اند و مقدم داشتن جرح بر تعديل به‌طور مطلق ، قطعى و مسلّم نيست و بر فرض ثبوت اين تقديم داشتن ، عسر و حرج به وجود خواهد آمد . عبد اللّه بن سنان آخرين راوى اين حديث ، فردى مورد اعتماد و جليل القدر است كه در هيچ موردى مخدوش و يا مورد نكوهش قرار نگرفته است . امام صادق عليه السّلام دربارهء او فرموده است : « اما انّه لا يزيد على السنّ الّا خيرا ؛ هرچه بر سن وى افزوده مىشود جز خير و نيكى ثمره‌اى ندارد » و يادآور شده‌اند كه گروه‌هاى متعددى از علماى ما به دليل عظمت و اعتماد و ارج و مقام عبد اللّه بن سنان ميان شيعيان ، كتب وى را روايت كرده‌اند . از جمله كسانى كه به اين مهّم پرداخته محمد بن ابو عمير است كه علماى رجال شيعه كليهء روايات صحيحهء او را معتبر مىدانند . آن‌چه يادآورى شد بخشى از قرينه‌هاى مورد استفاده از سند اين حديث بود افزون بر اين‌كه علماى بزرگ ، در كتب متعدد و معتبرى به نقل آن پرداخته‌اند . و اللّه أعلم . دلالت حديث : يكى از اساتيد معاصر ما ( ايّده اللّه تعالى ) پيرامون اين حديث رساله‌اى تحقيقى و همراه با دقت نظر ، نگاشته كه فشرده‌اى از آن را در اين‌جا يادآور مىشويم وى مىگويد : اين حديث دلالت دارد كه غنا با خواندن قرآن به نحوى كه امروزه متداول است ، حاصل مىشود و بر تفسير غنا ، به خواندن شادىآور و نشاطانگيز دلالت دارد .