الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
181
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
شيخ طوسى در كتاب « غيبت » و شيخ صدوق در كتاب « كمال الدين » و غير اين دو بزرگوار با اسانيد صحيح خود روايت كردهاند كه حضرت مهدى عليه السّلام در توقيع مبارك خود به عمرى در پاسخ پرسشهايش فرمود : « و امّا ما وصلنا به فلا قبول عندنا الّا لما طاب و طهر و ثمن المغنّية حرام ؛ « 1 » اموالى كه به ما رسيده جز بخشى كه پاك و پاكيزه است ، پذيرفته شده نيست و بهاى كنيزك خواننده حرام است » . 12 - برخى از صوفيان ، به ظاهر اقرار به تحريم غنا مىكنند و مدّعىاند معناى آن را نمىدانند و بعضى از آنان به پيروى از غزالى و امثال او از اهل سنّت ، ادعا مىكنند كه تحريم غنا اختصاص به غير قرآن و يا به غير مجالس ميگسارى دارد . در بخش نخست كه - اقرار به تحريم كرده و مدعى عدم درك معانى آن هستند - با آنان به بحث و مناقشه خواهيم پرداخت و بخش دوم - كه تحريم غنا اختصاص به غير قرآن و غير مجالس بادهنوشى است - عموم ادلهء گذشته و خصوص روايت عبد اللّه بن سنان ، سخن آنها را مردود و بر آن خط بطلان مىكشد . وى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « اقرؤا القرآن بالحان العرب و اصواتها و ايّاكم و لحون اهل الفسوق و الكبائر ، فانّه سيجئى من بعدى اقوام يرجّعون القرآن ترجيع الغنا ، و النوح و الرهبانيّة لا يجوز تراقيهم ، قلوبهم مقلوبة و قلوب من يعجبه شأنهم ؛ « 2 » قرآن را با لحن و صوت عرب قرائت كنيد و از لحن اهل فسق و فجور و گناهان بزرگ ، بپرهيزيد زيرا پس از من گروهى خواهند آمد كه قرآن را به صورت آواز و شيون و زارى و گوشهنشينى در گلو مىچرخانند كه اين نوع خواندن از سينههاى آنان تجاوز نمىكند و خود ، دلهايى وارونه دارند و دلهاى كسانى كه از خواندن آنها به شگفتى آيند نيز ، واژگون است » . صحت روايت : اين حديث شريف را كلينى « در كافى » و طبرسى در « مجمع البيان » و شيخ بهايى در « كشكول » و نيز ديگران ، روايت كردهاند . وجود حديث ياد شده در اين كتب معتبر و امثال آن از جمله قرينههاى دالّ بر صحت آن است . رجال سند اين روايت در « كافى » على بن محمد ، ابراهيم احمر ، عبد اللّه بن حمّاد ، عبد اللّه بن سناناند .
--> ( 1 ) . كمال الدين ج 2 ، ص 485 ، غيبت طوسى ، ص 177 . ( 2 ) . كافى ج 2 ، ص 614 .