الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

129

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

ديگر كتب وارد شده است . 8 - پايه‌هاى اين اعتقاد ناپسند و فاسد و مسلك زشت و باطل ، بر كشف و وصولى كه خود ، آن را اختراع كرده و حلول و اتّحادى كه خود ، مدّعى آن شده‌اند ، بنا گشته و اين معنا براى هركس كه آشنايى به راه و رسم آنان دارد ، روشن است بنابراين ، به فساد اصل كه پى برديد . فساد فرع نيز برايتان آشكار گشت . 9 - آن‌چه از حالات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ائمه عليهم السّلام معلوم و مشخص است آن بزرگواران در مدت عمر شريف خود حتّى در بيمارى كه به رحلتشان انجاميد ، بر انجام عبادات و طاعات خويش ، مراقبت داشتند . بنابراين ، به گفتهء صوفيان لازم مىآيد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ائمه عليهم السّلام به مقام كشفى كه صوفيان مدّعى آنند ، نرسيده باشند و گرنه به عقيدهء اينان انجام عبادات بر آنان واجب و جايز نبود . با اين‌كه به ضرورت مذهب شيعه ، هريك از پيامبر و امام عليهما السّلام در علم و آگاهى و شناخت خدا ، از تمام جنّ و انس برتر و كامل‌ترند و مقدّم داشتن فرد نادان بر شخص آگاه را زشت و ناپسند مىدانند تا چه رسد به فردى كه در فضيلت ، از همه برتر است . لازمهء ديدگاه صوفيانى كه خود را منسوب به شيعه مىپندارند اين است كه پيامبر و ائمه عليهم السّلام همواره در اوج كشف و وصول باشند و هميشه عبادات بر آنان حرام باشد و گرنه لازم مىآمد برخى از رعيّت آن‌ها ، گاهى بر خود آن بزرگواران ، برترى داشته باشند كه چنين چيزى محال است و صرفا با اين فرض كه آنان حتى يكى از عبادات را انجام دهند ، در بطلان كشف و عدم سقوط تكاليف ، كفايت مىكند . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : « لو كشف العظاء ما ازددت يقينا ؛ « 1 » اگر پرده‌ها نيز كنار رود ، چيزى بر يقين من افزوده نمىشود » با اين‌كه آن حضرت در انجام عبادات فوق العاده كوشا بود تا آن‌جا كه در حال عبادت به فيض شهادت نائل گشت و اين موضوع خود ، دليلى روشن بر گفتهء ماست و همان‌گونه كه ملاحظه مىكنيد فرمودهء امير مؤمنان عليه السّلام دليل بر ممنوعيّت كشف ، است زيرا به اتفاق همه ، حرف « لو » در جملهء امام عليه السّلام براى امتناع آمده است . 10 - با قطع و يقين ثابت شده كه آيين پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ناسخ ديگر اديان است و پس از آن بزرگوار هيچ پيامبرى و پس از دين و آيين وى ، دينى نخواهد آمد و چيزى آن را نسخ نمىكند لازمهء اين موضوع ، استمرار اين آيين الهى نسبت به اهل ايمان است . بنابراين ، اگر

--> ( 1 ) . بحار ج 46 ، ص 134 ، احقاق الحق ج 7 ، ص 605 .