الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

107

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

عملكرد علماى دين شگفت‌زده مىشوند كه چگونه به تأويل حديث مىپردازند ولى سخنان صوفيان را تأويل نمىكنند كه اين پندار و نظير آن ناشى از عدم آگاهى آنان به قوانين دين الهى است . زيرا تأويل در جايى انجام مىپذيرد كه از نظر شرع خلاف آن ثابت شود و به جهت قوّت دلايل مخالف ، ارادهء ظاهر آن سخن ، محال به نظر برسد و سخنان صوفيان هيچ‌گاه به پايهء سخنان معصومين عليهم السّلام نخواهد رسيد . بنابراين ، به اعتبار قواعد دين واجب است آن سخن را بر ظاهر و برگويندهء آن به اقتضاى فسق و كفر و يا اقرار به ايمان و كفر و ارتدادش ، حمل نمود چنان‌كه در هرسخنى اين‌گونه است و به سخنانى كه در آن‌ها مدّعى تأويل‌اند ، اعتنايى نمىشود . در حديث چهارم باب دوّم با دلايل عدم جواز تأويل سخنان صوفيان آشنا شديد . به نقل از جمعى صوفى آورده‌اند كه : آنان به هنگام قرائت آيهء شريفه : إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ پير طريقت و استاد خود كه علومشان را از او فرامىگيرند ، در ذهن حاضر مىكنند . بنابراين ، تأويل نظير اين سخن و سخن محى الدين عربى كه مىگويد : ابو بكر را بر عرش الهى بالاتر از همهء پيامبران « 1 » ديده است ، چگونه امكان دارد ؟ و يا يك شيعه چگونه مىتواند اين سخن را تأويل كند ؟ كدام مخالف ، قائل به چنين سخنى است تا بتوان آن را حمل بر تقيّه نمود ؟ و چه ضرورتى به تأويل آن وجود دارد ؟ در سخنان بايزيد بسطامى نيز به مواردى اشاره شد و به خواست خدا سخنان غزالى و ديگران را در اين خصوص ، بيان خواهيم داشت . فصل نهم : چگونگى توجيه در اين فصل به نحو فشرده به موارد ذيل اشاره مىكنيم . كسانى كه با تركيبات زبان عربى سروكار داشته باشند به جهت مجازها و استعارات و كنايات و مبالغات فراوان اين زبان ، انجام تأويل ، برايشان كارى ساده است و اگر كسى از اين طريق نيز قادر بر تأويل نباشد كافى است به‌گونه‌اى ديگر اجمالا به تأويل بپردازد . يعنى آگاهى داشته باشد اين قبيل شبهات ، امور يقينى را تصديق مىكنند و هرگونه مطلبى از اين دست ، محكوم به

--> ( 1 ) . فتوحات ج 1 ص 44 خطبهء كتاب چاپ 392 هجرى .