الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

108

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

بطلان بوده و يا از تأويل و توجيهى برخوردار است و پابرجايى اين دليل در جايى ديگر ثابت شده است و يادآورى آن به اين دليل بود كه به هنگام وجود شبهات و عجز و ناتوانى از حلّ آن‌ها ، بدان نياز مبرم وجود خواهد داشت و ما آن را از جنبهء احتياط و پشتوانه بيان كرديم و گرنه پس از بيان مطالب گذشته و آينده ، فرض ناتوانى و عجز در اين‌جا بسيار بعيد ، بلكه محال به نظر مىرسد . فصل دهم : روايات جواز تأويل در اين فصل به بيان آن دسته از روايات اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مىپردازيم كه تأويل و توجيه سخنان اندكى را كه در ظاهر ، حاكى از حلول و اتّحادند ، روامىداند . در اين زمينه روايات زيادى از آن بزرگواران نقل شده كه به بيان برخى از آن‌ها خواهيم پرداخت تا مشخص شود اهل بيت عليهم السّلام اين موارد را با كنايه و اشاره و تصريح و برهان و استدلال بيان و به جهت وجود معارض ، تأويل نموده‌اند ، هم‌چنين هرسخن و لفظى را كه به ظاهر تغيير و دگرگون شدن از حالى به حال ديگر را درمورد خداى سبحان روا مىداند ، تأويل كرده‌اند كه بخشى از آن موارد در گذشته بيان شد و دوازده مورد ديگر را در اين‌جا يادآور خواهيم شد . 1 - كلينى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه در تأويل آيهء شريفه فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ ؛ « 1 » آن‌گاه كه ما را به خشم آوردند ، از آن‌ها انتقام گرفتيم فرمود : « انّ اللّه لا يأسف كأسفنا و لكنّه خلق اولياء لنفسه يأسفون و يرضون و هم مخلوقون مربوبون ، فجعل رضاهم رضا نفسه و سخطهم سخط نفسه لأنه جعلهم الدعاة اليه و الادلّاء عليه فلذلك صاروا كذلك و ليس أنّ ذلك يصل الى اللّه كما يصل الى خلقه و لكن هذا معنى ما قال من ذلك و قد قال : « من أهان وليّا فقد بارزنى بالمحاربة و دعانى اليها » و قال : مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ « 2 » و قال : إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ « 3 » فكل ذلك على ما ذكرت لك و هكذا الرضا و الغضب و غيرهما من ساير الأشياء مما يشاكل ذلك و لو كان يصل الى اللّه الأسف و الضجر و هو الذى خلقهما و

--> ( 1 ) . زخرف ، آيهء 55 . ( 2 ) . نساء ، آيهء 79 . ( 3 ) . فتح ، آيهء 10 .