الشيخ الكليني ( مترجم : كمره اى )

300

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى )

شرح - از مجلسى ره - قوله « ثلاثمائة و ستين برجا » شايد مقصود ببرج درجه‌ها باشد كه به حركت خود هر روز در يكى منتقل شود و بطور تغليب بيان شده است يا مقصود مدارات يوميه است كه هر روز از سال بيكى از آنها منتقل مىشود و اين عدد بنا بر اينست كه در عرف مردم سال را سيصد و شصت روز ميگويند و اگر چه مطابق واقع حركت خورشيد و ماه نيست پايان نقل از مجلسى ره . من گويم - ممكنست مدارات يوميه همان سيصد و شصت باشند و در حال اعتدال و در رأس انقلاب شتوى و صيفى بطور تحقيق و يا تقريب مطلع و مغرب دو روز و يا بيشتر يكى باشد فتدبر . قوله « مثل جزيرة من جزائر العرب » غرض بيان عظمت اين درجاتست و وسعت سرعت حركت در آن گر چه نسبت به حركت يوميه كند است . قوله « فلم تزل ساجده » - يعنى فرمان بر و خاضع و منقاد امر خدا است و بامر او روانست تا طلوع كند . قوله « معنى سجودها » محتملست دنباله خبر باشد و شايد اظهر اينست كه از كلينى و يا يكى از رواتست . . پايان نقل از مجلسى ره . قوله « وجهها لاهل السماء » شايد از آن روى خورشيد كه براى مردم زمين نامرئيست حرارت بيشترى ميتابد . در اسرار احاديث 149 - ( 1 ) از جابر بن يزيد گويد امام باقر هفتاد حديث به من باز گفت كه هرگز به كسى نگفتم و هرگز به كسى نگويم و چون امام باقر ( ع ) در گذشت بگردنم سنگين آمد و سينه‌ام تنگ شد و نزد امام صادق ( ع ) رفتم و گفتم قربانت پدرت هفتاد حديث به من گفته كه چيزى از آنها از من بر نيامده و اظهار نشده است باحدى و به من سفارش كرده آن‌ها را نهان دارم و بر من بار سنگينى شده و سينه‌ام از آن تنگ شده شما به من چه ميفرمائيد ؟ در پاسخ فرمود : اى جابر هر گاه چيزى از اين بر تو تنگ شد برو بجبانه ( يعنى بيابان ) و گودالى بكن و سر را در آن فرو كن و بگو امام باقر مرا بچنين و چنان حديث كرده است سپس آن گودال را پر از خاك كن و روى آن را بپوش زيرا زمين راز تو را نگه مىدارد ، جابر گويد چنين كردم و خاطرم سبك شد .