الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : بهراد جعفرى )

40

مواعظ ( فارسى )

في العين قذى و في الحلق شجا ، أرى تراثي نهبا » « 1 » . نه اين بود كه رو را ترش كند به قسمى كه آن ملعون در وقت وفات آن را * * * * . و جبان كه سخاوت و شجاعت را عيب مىكند ولى نه آن بود كه آن بزرگوار وقار را از دست بدهد مانند اشخاص مزّاح كه * * * * . بس بدارند بلكه آن طورى كه . معاويه با وجودى كه نسبت به اصحابش خود را مانند يكى از آنها قرار مىداد [ ؟ ] « 2 » . يكى ديگر از صفات آنكه : « أوسع شيء صدرا » نفوس ايشان در نزد ايشان از همه چيز ذليل‌تر و سينه‌هاى ايشان وسيع‌تر و پرحوصله‌تر . عن الصّادق عليه السّلام : « مرّت امرءة بديّة برسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله - و هو يأكل و هو جالس على الحضيض - فقالت : يا محمّد ، إنّك لتأكل أكل العبد و تجلس جلوسه ؟ ! فقال لها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : إنّي عبد و أيّ عبد أعبد منّي ؟ ! » « 3 » .

--> ( 1 ) - نهج البلاغه : خطبه 2 ( شقشقيه ) . : « و در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براى گرفتن حقّ خود به پا خيزم ؟ يا در اين محيط خفقان‌زا و تاريكى كه به وجود آوردند ، صبر پيشه سازم ؟ كه پيران را فرسوده ، جوانان را پير ، و مردان باايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مىدارد ! پس از ارزيابى درست ، صبر و بردبارى را خردمندانه‌تر ديدم ، پس صبر كردم در حالى كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوى من مانده بود ، و با ديدگان خود مىنگريستم كه ميراث مرا به غارت مىبرند ! » . ( 2 ) - قسمتى از متن نسخه افتاده است . ( 3 ) - الكافي : 6 / 271 / 2 . از امام صادق عليه السّلام نقل است كه فرمود : « روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر زمين پستى جلوس نموده و سرگرم ميل غذا بود كه زنى بدوى -