الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

93

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

و آن قول خداى تعالى است : . . . تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ . . . ؛ « 1 » در بهشت بر زير قصرهايشان نهرها جارى شود . و ميوه‌هاى بهشتى در دست‌رس آنان ، و آن قول خداى تعالى : وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا ؛ « 2 » و سايهء درختان بهشتى بر سر آنها و ميوه‌هايش در دست‌رس و به اختيار آنهاست . شخص مؤمن هرميوه‌اى كه ميل رساند ، درحالىكه بر جاى خود تكيه زده باشد با اشاره مىچيند ، و هرميوه‌اى به مؤمن بگويد : مرا پيش از ديگرى تناول كن . فرمود : هيچ مؤمنى نيست در بهشت جز آن‌كه بستان‌هاى بسيار دارد از درختان سايه‌دار ، و جوىها از مى ، و جوىها از آب ، و جوىها از شير ، و جوىها از عسل ، پس هرگاه مؤمن غذا طلبد مطابق دل خواهش براى او بياورند بدون اين‌كه نام ببرد . فرمود : آن‌گاه مؤمن با برادران خود اختلاط كند و از هم ديدن نمايند ، و در ميان بستان‌هاى خود برخوردار از نعمت‌هاى الهى باشند در سايه‌اى بلند به مانند هواى ما بين الطلوعين ( طلوع فجر تا طلوع آفتاب ) ، و از اين خوش‌تر هفتاد همسر حورى و چهار زن انسى براى مؤمن است كه ساعتى با حورى و ساعتى با انسى باشد ، و ساعتى هم تنها بر تختش تكيه زند و يك‌ديگر را نظاره كنند . و راستى بر مؤمن ، درحالىكه بر تخت خود تكيه زده پرتو نورى بدرخشد و او به خدمت‌كاران خود گويد : اين نور تابان چيست ؟ گويى خداى جبّار به من نظر نموده است . خدمت‌كاران گويند : « قدّوس ، قدّوس » . نه ، اين پرتو درخشان يكى از حوريان جفت توست كه هنوز به ملاقات او نرفتى و از ميان خيمهء خود به اشتياق ديدار تو سر كشيده و تو را خواسته و شيفتهء ديدار توست . و چون ديده تو بر تخت خود تكيه زدى لبخندى بر لب آورده است . اين روشنى كه ديدى و اين پرتوى كه تو را فرو گرفت از سفيدى دندان‌هاى مرواريدى پاك و پاكيزه و لطيف اوست . پس ولىّ خدا گويد : به او اجازه دهيد . در اين

--> ( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 43 . ( 2 ) . انسان ( 76 ) آيهء 14 .