الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

36

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ؛ « 1 » آنان كه گفتند : محققا پروردگار ما خداست و بر اين ايمان پايدار ماندند ، فرشتگان ( رحمت ) بر آنها نازل شوند ( و مژده دهند ) كه ديگر هيچ ترسى و حزن و اندوهى از گذشتهء خود نداريد و شما را به همان بهشتى كه ( انبيا ) وعده دادند بشارت باد . دورى از فتنه و فساد يتجنّب فيه الصّرعة في المهاوي ؛ از افتادن در پرتگاه‌ها دورى نمايد . در صحاح آورده : مهوى و مهواة ، ما بين دو كوه و مانند آن را گويند . و تهاوى القوم في المهواة ؛ يعنى جماعت يكى پس از ديگرى در پرتگاه درافتادند . وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى ؛ « 2 » و هركس از حضور در پيشگاه عزّ ربوبيّت ترسيد و از هواى نفس دورى جست همانا بهشت منزلگاه اوست . و الضّلال في المغاوي ؛ و از سقوط در مهالك اجتناب ورزد ؛ مانند طلحه و زبير در خروجشان بر امام عليه السّلام كه اوّلى در جنگ جمل به دست يكى از همراهان خود ، يعنى مروان كشته شد و دومى نيز در « بيداء » به دست عمرو بن جرموز . . . در صحاح آورده : مغوّيات - به فتح واو مشدّد - جمع مغوّاة به‌معناى گودال است ؛ مانند زبيه ؛ يعنى گودالى كه جهت شكار و غيره كنند ، و در مثل گويند : من حفر مغوّاة وقع فيها ؛ كسىكه به راه كسى چاهى كند خودش در آن بيفتد . و لا يعين على نفسه الغواة بتعسّف في حقّ ؛ و به زيان خود گمراهان را يارى نكند به اين‌كه از حق عدول كرده بيراهه رود . در صحاح آورده : عسف ، يعنى بيراهه رفتن ، و هم‌چنين تعسّف و اعتساف .

--> ( 1 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 30 . ( 2 ) . نازعات ( 79 ) آيهء 40 و 41 .