الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

37

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

او تحريف في نطق ؛ يا در گفتار ، حق را تحريف نمايد . بعيد نيست كه امام عليه السّلام اين خطبه را دربارهء اهل جمل بيان فرموده باشد ؛ زيرا در آخر آن از ذمّ زنان سخن رفته و اين‌كه تمام همّ و فكر آنان ، خودآرايى و فساد است . بنابراين دور نيست كه مراد آن حضرت عليه السّلام از « تحريف در نطق » تحريف ابن زبير باشد در پاسخ‌گويى به عايشه ، چنان‌كه در كتاب خلفا ، ابن قتيبه « 1 » آمده است : هنگامى كه آنان به آب « حوأب » رسيدند ، سگ‌هاى حوأب بر عايشه پارس نمودند . عايشه از محمد بن طلحه پرسيد : اين‌جا چه نام دارد ؟ گفت حوأب . عايشه گفت : من از همين‌جا بازمىگردم . محمد از او پرسيد : چرا ؟ گفت : زيرا خودم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه به همسرانش مىفرمود : گويا مىبينم يكى از شما را كه سگ‌هاى حوأب به او حمله نموده‌اند . اى حميرا ! تو را برحذر مىدارم از اين‌كه تو آن زن باشى . محمد به او گفت : به پيش ، اين سخن را از خاطرت دور كن ، و عبد اللّه بن زبير به نزد او آمده برايش سوگند ياد كرد كه آنان در اوّل شب « حوأب » را جا گذاشته‌اند . و چند تن از اعراب باديه‌نشين را آورده به دروغ بر آن گواهى دادند . أو تخوّف من صدق ؛ يا از راست گفتن بترسد . هنگامىكه معاويه از مردم خواست تا بر يزيد به‌عنوان ولىعهد او سلام دهند ، احنف سكوت كرد ، معاويه به او گفت : چرا نمىگويى ؟ گفت : اگر تو را تصديق كنم از خدا مىترسم ، و اگر تكذيب نمايم از تو در امان نيستم . فأفق أيّها السّامع من سكرتك ؛ اى شنونده ! از مستىات به هوش شو . در كتاب تحف العقول به جاى « أيّها السامع » ، « ايّها المستمتع » آمده و اين اصحّ است ؛ زيرا مخاطب كسى است كه بر اثر نوشيدن شراب شهوات دنيا سرمست گشته ، به قرينهء « فأفق ؛ به خود آى » . أفق مأخوذ است از أفاق المريض ؛ يعنى بيمار سلامتيش را بازيافت . گويند : فلان مدمن الخمر لا يستفيق من الشراب ؛ فلانى هميشه مست است كه هيچ حالت افاقه و

--> ( 1 ) . تاريخ خلفاء ، ج 1 ، ص 59 .