الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
320
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
( حظّ روحانى و ابدى ) نفوس آنها را از يادشان برد ، آنان به حقيقت بدكاران عالمند . هرگز اهل جهنم و اهل بهشت باهم يكسان نيستند ، اهل بهشت به حقيقت سعادتمندان عالمند . داستان امير المؤمنين عليه السّلام با كليب جرمى امير المؤمنين عليه السّلام به كليب جرمى ، كه گروهى از اهل بصره او را به نزد امام عليه السّلام فرستاده بودند تا از موضع آن حضرت عليه السّلام در قبال اهل جمل آگاه شود و به آنان خبر دهد تا شك و شبهه از آنان بر طرف گردد پس امام عليه السّلام توضيحات لازم را براى او داد بهگونهاى كه يقين كرد كه آن حضرت عليه السّلام بر حق است . آنگاه به او فرمود : حال بيعت كن . ( كليب ) گفت : من فرستاده قومى هستم و بايد به نزد آنان بازگشته در اين باره از ايشان نظر بخواهم ، امام عليه السّلام به او فرمودند : اگر آنان تو را درپى يافتن آب و گياه فرستاده بودند و تو به نزد آنان بازگشته و جائى را معرفى مىكردى و سپس آنان به محل خشك ديگرى مىرفتند . چه مىكردى ؟ گفت : آنان را ترك مىگفتم ، امام عليه السّلام فرمودند : حال هم دستت را براى بيعت دراز كن . كليب گويد : در اين موقع كه حجت بر من تمام شده بود ديگر نتوانستم امتناع ورزم . « 1 » و أناة المقتبس المرتاد ؛ و در كسب نور الهى تأمل و انديشه كنند . در صحاح گويد : تانّى في الأمر ؛ يعنى تأمّل نمود و انتظار كرد . . . و اسم مصدر ، أناة ( درنگ و بردبارى ) مانند قناة . و قبس ، پارهاى از آتش ، و همچنين مقباس . في مدّة الأجل ؛ در مدّت عمر . وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ * وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ « 2 » ؛ و از آنچه روزى شما كرديم در راه خدا انفاق كنيد پيش از آنكه مرگ بر يكى از
--> ( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد ، ج 9 ، ص 299 . ( 2 ) . منافقون ( 63 ) آيهء 10 و 11 .