الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
321
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
شما فرا رسد در آن حال ( به حسرت ) بگويد : پروردگارا ! اجل مرا اندكى تأخير انداز تا صدقه و احسان بسيار كنم و از نكوكاران شوم ، و خدا هرگز اجل هيچكس را از وقتش كه فرا رسد به تأخير نيندازد و خدا به هرچه كنيد آگاه است . و مضطرب المهل ؛ و در فرصت نامشخص زندگانى . امام عليه السّلام بر مهلت زندگانى انسان در دنيا لفظ « مضطرب ؛ محل اضطراب و تشويش » اطلاق فرموده ؛ زيرا انسان نمىداند مرگ او كى مىرسد ، در جوانى ، يا ميانسالى و يا پيرى . مثلهاى صايب فيالها أمثالا صائبة ؛ بهبه ! چه مثلهاى صايبى . مثلهاى صايب براى انسان و دنيا چند نوع است : يكى از جهت فنا و ناپايدارى دنياست ؛ مانند قول خداى تعالى : . . . يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ * إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ . . . « 1 » ؛ اى مردم ! ( بدانيد ) شما هرظلم و ستم كنيد تنها به نفس خويش كنيد ، در پى متاع فانى دنيا آنگاه در آخرت كه به سوى ما بازمىگرديد شما را به آنچه كردهايد آگاه مىسازيم . محقّقا در مثل ، زندگانى دنيا به آبى ماند كه از آسمانها فروفرستاديم تا به آن باران انواع مختلف گياه زمين از آنچه آدميان و حيوانات تغذيه كنند برويد تا آنگاه كه زمين از خرّمى و سبزى به خود زيور بسته و آرايش كرده و مردمش خود را بر آن قادر و متصرف پندارند كه ناگهان فرمان ما به شب يا روز دررسد و آنهمه زيور زمين را درو كند و چنان خشك شود كه گويى ديروز در آن هيچ نبوده .
--> ( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 23 و 24 .