الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
306
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
و ألبابا حازمة ، فاتّقوا تقيّة من سمع فخشع ، و اقترف فاعترف ، و وجل فعمل ، و حاذر فبادر ، و أيقن فاحسن ، و عبّر فاعتبر ، و حذّر فحذر ، و زجر فازدجر ، و أجاب فأناب ، و رجع فتاب ، و اقتدى فاحتذى ، و أري فرأى ، فأسرع طالبا ، و نجا هاربا ، فأفاد ذخيرة ، و أطاب سريرة ، و عمّر معادا ، و استظهر زادا ، ليوم رحيله ، و وجه سبيله ، و حال حاجته ، و موطن فاقته ، و قدّم أمامه لدار مقامه . فاتّقوا اللّه عباد اللّه جهة ما خلقكم له ، و احذروا منه كنه ما حذّركم من نفسه ، و استحقّوا منه ما أعدّ لكم بالتّنجّز لصدق ميعاده ، و الحذر من هول معاده . ترجمهء خطبه 21 . امام عليه السّلام در ضمن خطبه 80 مىفرمايد : « بندگانى كه به قدرت ( پروردگار ) آفريده شده ، بىارادهء خويش پرورش يافته ، و در چنگال مرگ قرار گرفته ، و در قبرها سپرده ، و پوسيده شده ، و به تنهايى برانگيخته ، و جزا داده شوند ، و براى حساب و بررسى اعمالشان ازهم جدا گردند ، حقا در اين دنيا براى يافتن راه رهايى مهلت كافى يافته ، و به راه راست هدايت شدهاند ؛ مهلتى كه رضاى حق را جلب نمايند ، و تاريكى شبهات از آنان بر طرف شده ، و آنها را آزاد گذاشتند تا در مسابقهء نيكوكارىها خود را آماده كنند ، و تا فكر و انديشهء خود را بهكار گرفته در شناخت راه حق و كسب نور الهى در مدت عمر و فرصت نامشخص زندگانى بكوشند . بهبه ، چه مثلهاى صايب و اندرزهاى شفابخشى ! اى كاش ! به دلهايى پاك ، و گوشهايى شنوا ، و ارادههايى مصمّم ، و عقلهايى دورانديش برخورد مىكرد . بندگان خدا ! بترسيد از خدا مانند كسىكه شنيد و دلش خاشع شد ، گناه كرد و معترف شد ، ترسيد و عمل كرد ، از معصيت دورى جست و به اطاعت حق مبادرت ورزيد ، و ( به جزاى اعمال ) يقين نمود و كردارش را نيكو ساخت ، عبرت داده شد پس عبرت گرفت ، بيم داده شد پس پذيرا گرديد ، بازداشته شد ( از گناه ) پس بازايستاد ، و پاسخ مثبت گفت و به سوى خدا بازگشت ، و توبه و رجوع نمود و به دنبال ناصح رفت