الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
272
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
الطائر ؛ يعنى فرود آمد مرغ از هوا . . . و وزن تفعّل از آن تنها به صورت مبدل استعمال مىشود . گويند : تقضّى كه در اصل تقضّض بوده و به علت ثقل اجتماع سه ضاد در كنار هم آخرى را به ياء تبديل نمودهاند ، نظير تظنّى از « ظنّ » . . . . لكن احتمال اول اظهر است ، و مؤيّد آن قول خداى تعالى است : وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ . . . « 1 » ؛ و چون حكم به پايان رسيد در آن حال شيطان گويد . . . . و أزف النشور ؛ و قيامت نزديك شده . در صحاح گويد : أزف التّرحّل ؛ يعنى زمان كوچ نزديك شده . خداى تعالى مىفرمايد : أَزِفَتِ الْآزِفَةُ « 2 » ؛ روز قيامت بسيار نزديك شده است . أخرجهم من ضرائح القبور ؛ خداوند انسانها را از درون قبرها خارج سازد . در صحاح آورده : ضريح شكاف است در وسط قبر و لحد در كنار آن . و أوكار الطيور ؛ و ( از ) آشيانههاى پرندگان . در صحاح گويد : وكر الطائر ، يعنى آشيانهء پرنده . و جمع آن وكور و أوكار . . . و بيرون آوردن از آشيانههاى طيور ، مانند مردگان مجوس كه آنها را در بيابان رها كرده طعمهء كلاغها گردند و مانند اغلب كشتهشدگان ميدانهاى جنگ كه اجسادشان براى پرندگان هوا و درندگان صحرا مىماند . و أوجرة السّباع ؛ و از لانههاى درندگان . در صحاح گويد : ( وجار ) و ( وجار ) لانهء كفتار است ؛ ولى صحيح آنست كه در جمهره آمده از اينكه آن بهمعناى لانهء مطلق سباع است . در اين فرمايش امام عليه السّلام نيز در عموم بهكار رفته است . و مطارح المهالك ؛ و از كشتنگاهها ؛ مانند پرتاب از كوه و افتادن در چاه و غرق شدن در آب . شتابان به جانب معاد سراعا إلى أمره ؛ شتابان به سوى فرمان خدا ( از حساب و بررسى اعمال ) . يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً كَأَنَّهُمْ إِلى نُصُبٍ يُوفِضُونَ * خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ
--> ( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 22 . ( 2 ) . نجم ( 53 ) آيهء 57 .