الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

264

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

حكمت باز نتواند پس از مرگش زنده گرداند ؟ شاعر گفت : و لو أنّا إذا متنا تركنا * لكان الموت راحة كلّ حيّ و لكنّا إذا متنا بعثنا * و نسئل بعده عن كلّ شيء ؛ اگر ما پس از مرگ رها مىشديم ، مرگ راحتى هرزنده‌اى مىبود ولى پس از مرگ زنده خواهيم شد و از همه‌چيز از ما سؤال خواهد شد . حيات واقعى در آخرت است و ما دنياه الّتي تحسّنت له بخلف من الآخرة الّتي قبّحها سوء النظر عنده ؛ نيست اين دنيايى كه خود را در نظر او نيكو جلوه داده جاىگزين از آخرتى كه بد نگريستن در آن او را در نظرش زشت وانمود كرده است . . . . إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ « 1 » ؛ اين زندگانى ( فانى ) دنيا متاع ناچيزى بيش نيست و سراى آخرت منزلگاه ابدى است . . . . وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ . . . « 2 » ؛ و زندگانى اگر مردم بدانند به حقيقت دار آخرت است . وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً « 3 » ؛ و هميشه خويش را با كمال شكيبايى به محبت آنان‌كه صبح و شام خدا را مىخوانند و رضاى او را مىطلبند وادار كن و يك لحظه از آن فقيران چشم مپوش كه به زينت‌هاى دنيا مايل شوى و هرگز از آنان‌كه ما دل‌هاى آنها را از ياد خود غافل كرده‌ايم و تابع هواى نفس خود شدند و به تبهكارى پرداختند متابعت مكن .

--> ( 1 ) . غافر ( 40 ) آيهء 39 . ( 2 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 64 . ( 3 ) . كهف ( 18 ) آيهء 28 .