الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
136
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
بازگشتگاه آنان ، و ثواب را پاداش ايشان قرار داد كه آنان به بهشت و بهشتيان شايستهترند ، در ملكى جاودان و نعمتهايى پايدار . بندگان خدا ! پاس داريد آنچه را كه به مراعات آن رستگاران شما فايز و به ضايع نمودن آن ، تبهكاران زيانكار گرديدند . با اعمال نيك خود بر اجل پيشى گيريد ، كه جان شما در گرو اعمالى است كه از پيش مىفرستيد ، و جزا داده مىشويد مناسب با اعمالى كه انجام مىدهيد . گويا مرگ بر شما فرود آمده نه امكان بازگشت هست ، و نه لغزشها قابل جبران . خداوند ما و شما را به طاعت خود و رسولش موفق گرداند و به فضل رحمتش از ما و شما درگذرد . » فاللّه ، اللّه ؛ خدا را ، خدا را . لفظ اللّه منصوب است يا بنابر تحذير ، مانند الضيغم ، الضيغم شير ، شير ؛ يعنى اتّقوه ؛ بپرهيز از شير و يا بر اغرا و تحريص ، مانند أخاك و أخاك ؛ برادرت را ، برادرت را ؛ يعنى با او همراه و ملازم شو . عباد اللّه ؛ اى بندگان خدا ! مناداست به حذف حرف ندا ، و اين تعبيرى است استدلالگونه براى مطلب سابق ؛ زيرا اطاعت از مولا به حكم عقل بر بنده واجب است . فإنّ الدّنيا ماضية بكم على سنن ؛ همانا دنيا بر شما به راه و روش خاص خود مىگذرد . در صحاح گويد : سنن بهمعناى طريق و راه است . گويند : استقام فلان على سنن واحد ؛ يعنى فلانى بر يك راه و روش استقامت و ايستادگى نمود . . . . وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ . . . ؛ « 1 » و ( امروز ) ميان آنها و آرزوهايشان بهكلى دورى و مباينت افكندند ، چنانكه به امثال آنها از امم گذشته كه آنها هم مانند اينها در شك و ريب بودند چنين كردند . و أنتم و السّاعة في قرن ؛ شما و قيامت به يك ريسمان بستهايد . در صحاح آورده : « ساعت » ، « قيامت » است ، و « قرن » - به حركت قاف و راء - ريسمان است كه شتران را به آن ببندند . . . .
--> ( 1 ) . سبأ ( 34 ) آيهء 54 .