الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : محمد رضا مرواريد )

73

نخستينها ( فارسى )

خطيب بغدادى : در شرح احول احمد بن ابىالاحيل روايت او پيرامون ازدواج فاطمه ( س ) را باز مىگويد و مىافزايد : پيامبر ( ص ) او را فرمود : تو را به ازدواج سرورى از اين دنيا در آوردم كه در آخرت از صالحان باشد . . . تا آن‌جا كه ام‌سلمه گفت : فاطمه همواره بر ديگر زنان مىباليد كه من اولين زنى هستم كه جبرئيل خطبه‌ى او را خوانده است . « 1 » ابن سعد : قاسم نخستين فرزندى بود كه براى رسول خدا ( ص ) زاده شد و او نخستين پسر او بود كه بمرد . پس از او عبدالله درگذشت كه در دوران اسلام زاده شده بود و او را طيب و طاهر نام داده بودند . چون او بمرد ، عاص بن وائل سهمى گفت : تبار پسران وى ( رسول خدا ) بريده شد و او ابتر ماند . پس خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود كه إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ « 2 » « به‌راستى دشمن تو خود ابتر باشد » . « 3 » گويم : اين آيه گواه است كه فرزندان فاطمه ( س ) فرزندان پيامبر ( ص ) هستند و گرنه چنان بود كه عاص گفته ، در حالى كه خداوند سخن را دروغ شمرده است . همو : در داستان ويرانى و بازسازى كعبه : چون كار را به پايان بردند و بدين‌جا رسيدند كه ركن كعبه را بگذارند هر قبيله‌اى گفتند كه ما بر اين كار سزاوارتر باشيم و چندان اختلاف كردند كه بيم جنگ رفت . آن‌گاه بر آن شدند كه نخستين كسى كه از باب بنىشيبه درآيد ، همو ركن را در جاى خويش نهد . اولين كسى كه بيامد رسول خدا ( ص ) بود . گفتند : اين امين است و ما به داورى وى در ميان خويش رضايت دهيم . چون او را آگاه ساختند عباى خويش از تن درآورد و ركن را در آن نهاد و فرمود تا از هر تيره‌ى قريش مردى بيايد و گوشه‌اى از آن را برگيرد . سپس خود آن را برداشت و در جاى خويش گذاشت . يكى از نجديان روانه شد كه سنگى به پيامبر ( ص ) دهد تا ركن را استوار كند ، عباس او را پس زد و گفت : نه .

--> ( 1 ) . تاريخ بغداد 4 / 351 ( 2 ) . كوثر 3 ( 3 ) . الطبقات الكبرى 1 / 106 .