الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : محمد رضا مرواريد )

54

نخستينها ( فارسى )

پس مردمان از دو سوى ، براى نماز بيرون شدند و حضرت هم‌چنان بر استر پيامبر نشسته بود . با خود گفتم : به خدا قسم ، من پيرو اميرالمؤمنين ( ع ) خواهم بود و در نماز امروز از وى تقليد مىكنم ؛ بنابراين ، پشت سر حضرت راهى شدم . به خدا سوگند ، هنوز از پل « سوراء » نگذشته بوديم كه خورشيد غروب كرد و من به ترديد افتادم . حضرت رو به من ، فرمود : اى جويريه ، شك كردى ؟ گفتم : آرى . آن‌گاه ، حضرت در نقطه‌اى فرود آمد و وضو ساخت و برخاست و چيزى كه گويا به عبرانى بود ، بر زبان آورد و گفت : « نماز » . والله چون به خورشيد نگريستم ، ديدم كه با صداى مهيبى از ميان دو كوه بالا مىآيد . امام نماز عصر را به‌پا داشت و من با او نماز گزاردم و هنگامى كه نمازمان تمام شد ، آفتاب فرو نشست و دوباره شب همه جا را فرا گرفت . « 1 » روايت شده است كه چون اين صحنه را ديد ، گفت : به خداى كعبه سوگند كه او وصى پيامبر است . شيخ صدوق : امام باقر ( ع ) فرمود : نخستين چيزى كه حضرت قائم ( ع ) ما بدان خواهد پرداخت ، سقف مساجد است كه آن‌ها را خراب خواهد كرد و فرمان خواهد داد تا سرپناهى هم‌چون سرپناه موسى بنا شود . « 2 » در روايتى از جابر آمده است كه رسول خدا ( ص ) فرمود : از ميان پيامبران و راستگويان ، نخستين كسى كه به بهشت اندر مىشود ، على بن ابىطالب ( ع ) است . ابودجانه برخاست و گفت : آيا تو خود پيش‌تر با ما از اين فرموده‌ى الهى سخن نگفته بودى كه تا پيش از ورود امت من ، بهشت بر پيامبران حرام است ، و تا پيش از ورود امت تو ، بر ديگر امت‌ها حرام ؟ فرمود : آرى ، اما مگر نمىدانى كه پرچمدار هر قومى پيش‌گام آن‌ها است و در روز رستاخيز پرچم حمد بر دوش على باشد كه پيش‌تر از من وارد بهشت شود و من به دنبال او روم .

--> ( 1 ) . من لا يحضره الفقيه 1 / 204 ؛ الخرائج و الجرائح 1 / 224 ( 2 ) . من لا يحضره الفقيه 1 / 236 .