الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

85

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )

و قحط كه مواشى ( چهارپايان ) آنان را هلاك كرده به تو شكايت آورده‌اند ، بار خدايا ! بارانى فراوان و گوارا بر ما بفرست » . رقيقه گويد : هنوز قصد فرو آمدن از كوه ننموده بودند كه درهاى آسمان به فرو ريختن بارانى فراوان گشوده گرديد ، و رودها از آب باران روان شد ، و صداى خروش سيلابها به گوش رسيد . و از اشراف و بزرگان قريش شنيدم كه مىگفتند : گوارا باد تو را اى پدر بطحاء ، گوارا باد تو را كه اهل بطحاء به بركت تو زنده شدند ، و رقيقه در اين باره چنين سرود : بشيبة الحمد أسقى الله بلدتنا * و قد فقدنا الحيا و اجلوذ المطر فجاد بالماء جون له سيل * فانتعشت به الأنعام و الشجر من من الله بالميمون طائره * و خير من بشرت يوما به مضر مبارك الأمر يستسقى الغمام به * ما فى الأنام له شبه و لا خطر « 1 » ، « 2 » 5 - خواب ابوالمجد واعظ و قصيدهء قافيه ابوطالب عليه السلام ( ايمان ) ابوطالب : ابوالمجد واعظ مىگويد : قصيدهء قافيه - قصيده‌اى كه آخر ابيات آن به حرف قاف ختم مىشود - ابوطالب عليه السلام را روايت مىكردم و اين شعرش را چنين مىخواندم :

--> ( 1 ) - بلاغات النساء : 46 ( 2 ) - ترجمه : خداوند به بركت ( شيبة الحمد ) - عبدالمطلب - بر ما باران فرستاد در حالىكه در قحطى بسر مىبرديم ، بارانى فراوان باريد و رودها به خروش آمد و چارپايان و درختان سيراب و شاداب گرديدند . خدا به وسيله آن خجسته طالع بر ما منت نهاد ، آن والاترين انسانى كه « مضر » به او مژده يافت . و مبارك كردارى كه به او طلب باران مىشد ، آن‌كس كه در بزرگى مانند ندارد