الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

45

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )

« الاغ با الاغ‌ها مركوب راهوارى است ، ولى هرگاه با آن تنها باشى بد همنشينى است » . كه كلمهء ( صاحب ) در مورد حمار به كار رفته است . و گاه در مورد جماد به كار رفته چنانچه شاعر گفته : زرت هندا و ذلك بعد اجتناب * و معى ( صاحب ) كتوم اللسان « با هند ديدار كردم پس از كناره‌گيرى از او ، در حالى كه همراهى داشتم زبانش پوشيده » . كه مقصود شاعر از ( صاحب ) شمشيرش بوده است ؛ بنابر اين ، ذكر ( صاحب ) چه مزيتى را براى يار تو اثبات مىكند . و امّا چهارم : دال بر منقصت است ؛ زيرا حزن ابوبكر از دو حال خارج نيست ، يا طاعت حق بوده يا معصيت . اگر طاعت بوده مسلّم است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از طاعت جلوگيرى نمىكند ؛ بنابر اين ، صورت دوّم درست است كه معصيت بوده ؛ زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله او را منع نموده است . و امّا پنجم : همانا رسول خدا صلى الله عليه و آله از خودش به لفظ جمع تعبير نموده ، نظير قول خداى تعالى : « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ » ؛ « 1 » « البتّه ما قرآن را بر تو نازل كرديم و ما هم او را محققاً محفوظ خواهيم داشت » . و بعضى گفته‌اند كه : ابوبكر به‌پيغمبر صلى الله عليه و آله گفت : ناراحتى من به‌خاطربرادرت على ابن ابىطالب است كه جانش در معرض خطر است . و پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : « لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا ؛ غمگين مباش همانا خدا با ماست » يعنى با من و با برادرم على عليه السلام . و امّا ششم : آن خلاف ظاهر آيه است ؛ زيرا ظاهر آيه اين است كه همان كسى كه

--> ( 1 ) - حجر : 9