الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

46

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )

سكينه بر او نازل شده ، همان كسى است كه خداوند او را به جنودش يارى نموده است . كه مىفرمايد : « فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها » ؛ « 1 » « در آن زمان خداوند وقار و آرامش خود را بر او فرستاد و او را به لشكريان غيبى خود كه شما آنان را نديده‌ايد مدد فرمود » . بنابر اين ، اگر ابوبكر صاحب سكينه بوده ، بايد صاحب جنود او هم باشد و اين مستلزم اخراج پيامبر صلى الله عليه و آله از مقام نبوت است . با اين‌كه اين جهت اخير را اگر براى يار خود مطرح نكنى براى او بهتر است ؛ زيرا خداوند در دو مورد ديگر كه بر پيامبرش سكينه فرستاده مؤمنين را كه همراه او بوده‌اند مشمول انزال سكينه نموده كه در يك جا مىفرمايد : « فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى » ؛ « 2 » « خدا وقار و اطمينان خاطر بر رسول خود و بر مؤمنان نازل كرد و آنان را با كلمهء تقوا ملازم كرد » . و در جاى ديگر مىفرمايد : « ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها » ؛ « 3 » « آنگاه خداوند وقار و سكينهء خود را بر رسول خود و بر مؤمنان نازل فرمود ولشكرهايى ازفرشتگانىكه شمانمىديديد به‌مدد شما فرستاد » . و از آن‌جا كه پيامبر صلى الله عليه و آله در اين جا تنها بوده خداوند نزول سكينه را مخصوص او گردانيده و فرموده : « فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ » ، پس اگر با پيامبر صلى الله عليه و آله مؤمنى بود او را در نزول سكينه با پيامبر صلى الله عليه و آله شريك مىكرد ، چنان‌كه در دو آيهء قبل مؤمنان را شريك نمود ؛ بنابر اين ، اخراج ابوبكر از سكينه بيانگر اخراج او از ايمان است . پس از بيان اين مطالب عمر پاسخى نداشت و ساكت ماند و مردم متفرق شدند و من از خواب بيدار شدم . « 4 »

--> ( 1 ) - توبه : 40 . ( 2 ) - فتح : 26 . ( 3 ) - توبه : 26 ( 4 ) - احتجاج : 2 / 328 ؛ كنز كراجكى : 204