الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

44

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )

من به يارى خدا تمام آنچه را كه گفتى مانند خاكسترى خواهم نمود كه در روز تندباد شديد همه بر باد فنا رود : امّا اوّل : همانا خداوند از عدد خبر داده به اين كه او ( ابوبكر ) نفر دوّم بوده است ، و صرف بيان عدد هيچ‌گونه فضيلتى را اثبات نمىكند ؛ زيرا بالبديهه مىدانيم كه مؤمنى با مؤمن ديگر و يا مؤمنى با كافرى مىشوند دو نفر . و من هيچ مزيت و خصوصيّتى براى ذكر عدد نمىبينم كه بر آن تكيه كنى . و امّا دوّم : مجرد اجتماع در يك محل گوياى هيچ‌گونه فضيلتى نيست ؛ زيرا مكان ، مؤمن و كافر را در خود گرد مىآورد ، همچنان كه مىبينيم مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله كه از غار هم اشرف است مؤمنان و منافقان و كافران را در خود جمع نموده كه خداى تعالى مىفرمايد : « فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ * عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ » ؛ « 1 » « اى رسول ! چه شده است كافران را كه ( با تمسخر ) به جانبت مىشتابند و از راست و چپ باز پراكنده مىشوند » . و نيز كشتى نوح ، پيامبر و شيطان و حيوان را در يك جا جمع نموده است . و امّا سوّم : آن هم گوياى فضيلتى نيست ؛ زيرا لفظ صاحب ( همراه ) در مورد اجتماع مؤمن با كافر هم استعمال مىشود ، چنانچه در قول خداى تعالى آمده : « قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا » ؛ « 2 » « رفيق در مقام گفتگو و اندرز به دو گفت : آيا به خدايى كه نخست از خاك و بعد از نطفه تو را آفريد و آن گاه مردى كامل ساخت ، كافر شدى ؟ » . و گاه هم لفظ ( صاحب ) در مورد اجتماع انسان با حيوان به‌كار مىرود ، چنانچه شاعر گفته : إن الحمار مع الحمير مطية * فإذا خلوت به فبئس ( الصاحب )

--> ( 1 ) - معارج : 37 - 36 . ( 2 ) - كهف : 37 .