الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

40

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )

كرده مىگويد : استادم گفته : در جايى كه انسانى در بيدارى مدّعى خدايى شده است - مانند فرعون - با توجه به اين كه قدرت بشر محدود است پس چه مانعى دارد كه ابليس به خواب انسانى آيد و خود را پيامبر معرّفى كند با اين‌كه ابليس در اين جهت از انسان قوىتر و متمكن‌تر است و اشتباه در خواب نيز بيشتر از بيدارى است . آن‌گاه كراجكى خود چنين ابراز عقيده مىكند كه : خواب ديدن پيامبر ممكن است به سه نحو واقع شود كه قسم اوّل آن قطعاً راست و قسم دوّم قطعاً دروغ و سوّم محتمل است . امّا قسم اوّل اين است كه پيامبر يا امام را در خواب بيند كه او را به انجام طاعت و كار نيكى امر و يا از گناهى نهى نمايد . و قسم دوّم اين است كه خلاف اين را خواب ببيند . و قسم سوّم اين است كه آنان را در حالتى غير از دو صورت قبل ببيند ، مانند اين كه آنان را سواره يا پياده يا نشسته و يا در حالات ديگر ببيند . سپس مىگويد : از جمله دلايلى كه روشن مىكند اين كه خواب ديدن پيامبر يا امام ممكن است مطابق با واقع نباشد اين كه شيعى ادّعا مىكند كه پيامبر را خواب ديده در حالى كه اميرالمؤمنين عليه السلام همراه او بوده و پيامبر به او خبر داده كه اميرالمؤمنين خليفه بلافصل اوست ، و ديگران حق او را غصب نموده‌اند و در همين حال ناصبى نيز ادّعا مىكند كه پيامبر را در خواب ديده در حالى كه ابوبكر و عمر و عثمان همراه او بوده و پيامبر او را به دوستى و مودّت آنان مكلّف نموده است ، و به وى خبر داده كه آنان ياران او در دنيا و آخرتند . و شيعى نمىتواند ناصبى را در اين گفتارش تكذيب كند ، چه آن كه ناصبى نيز شيعى را تكذيب نمايد . و ما خود شخصى ناصبى را كه شيعه شده بود ، ديديم كه مىگفت : در حالى تشيّعش