الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

105

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )

كنيم ، پس همه دست به دعا برداشتند و گفتند : خداوند تو را با جدّمان رسول خدا صلى الله عليه و آله محشور فرمايد . و بعضى از آنان آمين گفتند . اين همان دعايى است كه به اجابت رسيده است . « 1 » مؤلّف : قطعاً مجوسى پس از اسلامش طبق قانون شرع ، پسر و دخترش را از هم جدا نموده است . 17 - دعاى مستجاب همچنين سبط بن جوزى در ( تذكره ) آورده : خبر داد مرا جدّم ( ابن جوزى ) به سندش از ابن خصيب كه گويد : من نويسندهء مادر متوكّل خليفهء عبّاسى بودم . يك روز كه در دفتر كارم مشغول بودم ، ناگهان پسربچه‌اى از نزد مادر متوكّل پيش من آمد و كيسه‌اى همراه داشت كه هزار دينار طلا در آن بود و گفت : بانو مىگويد : اين مال را كه از پاكترين اموال من است ، بين فقرا تقسيم كن . و اسامى فقرا را برايم بنويس تا دفعه ديگر اگر مالى بدستم رسيد ، بين آنان تقسيم كنم . ابن خصيب‌مىگويد : من‌دراين‌باره ازدوستانم سراغ گرفتم ، آنان افرادىرامعرّفى كردند ، و من سيصد دينار از آن‌مال را به آنان رساندم . وبقيّه دينارها نزد من باقى ماند . نيمه‌شب شنيدم‌كسىدرمىزند ، گفتم : كيست ؟ گفت : فلان‌سيّدهستم - كه‌همسايه ما بود - با خود گفتم اين شخص سالهاست كه همسايه ما مىباشد و تا به حال هيچ روزى پيش ما نيامده است ، به او اجازهء ورود دادم ، وارد شد ؛ و به او احترام گذاشتم و آنگاه به او گفتم : چه كار دارى ؟ گفت : گرسنه‌ام . يك دينار از آن كيسه به او دادم .

--> ( 1 ) - تذكرة الخواص : 331