خواجه نصير الدين الطوسي

150

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

فصل در معرفت « 1 » مرقشيثاء « 2 » 48 « و خواصّ او « 3 » » و آن را سنگ روشنائى خوانند . و « 4 » انواع باشد . اوّل « 5 » ذهبى . و آن بسنگى ماند كه زر برو « 6 » ماليده باشند . و نوعى [ ديگر ] به نقره ماند . آنكه بزر ماننده بود « 7 » لعل را بدان جلا دهند . و اگر خرد سوده بر زر گداخته « 8 » شكن‌دار اندازند ، شكن از زر ببرد « 9 » . و خايسك قبول كند « 10 » . و اگر چند نوبت چنين كنند « 11 »

--> ( 1 ) - ع ، ن : صفت ( 2 ) - ج ، ن : مارفشيثا - ب : مارقسيشا ( 3 ) - در ، ج ، ن : نيست ( 4 ) - ( واو ) در ج ، ن : نيست ( 5 ) - كلمهء ( اول ) تنها در ع ، ب : است ( 6 ) - ب ، م ، ج ، ن : و آن نيك بزر ماند كه درو ( 7 ) - ن ، ب : اما آنكه بزر ماند - م : و آنكه بزر ماند ( 8 ) - ب : آن بزر طلا نيكو در انكنند كه گداخته بود - م ، ج ، ن : كه بر زر گداخته آن - ع : بر زر گداخته ( 9 ) - ب : زر شكن‌دار شود - ج ، ن ، م : آن زر شكن‌دار بشود - ع : شكن‌دار اندازند شكن از زر ببرد ( 10 ) - ب : نكند ( 11 ) - م ، ب : بكنند - ج ، ن : نوبت كنند .