خواجه نصير الدين الطوسي

151

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

صورت آن « 1 » زر چنان شود كه بر صلايه بتوان سود . [ و ] چون خواهند كه زر را با صورت طبيعى خويش برند « 2 » ، آن را سيماب دهند . تا با اجزاء آن بياميزد ، و بر كرباسى افكنند . « 3 » و سيماب از وى « 4 » جدا كنند « 5 » . و باز زر را بگذارند بطبيعت خويش باز شود « 6 » . خاصّيّت مرقشيثاء « 7 » در سرمه‌ها « 8 » و داروهاء چشم كنند ، نور بصر « 9 » بيفزايد . و چون با سركه طلى « 10 » كنند سفيدى اندامها ببرد « 11 » ، و موى را به شك گرداند . و سقوط مژه را بغايت « 12 » نيكو بود . و اصول مژه نيكو كند ، و محكم گرداند « 13 » . و موى مژه را از سفيد شدن نگاه دارد . « و در همهء كوههاء باشد « 14 » » .

--> ( 1 ) - ( آن ) در م : نيست ( 2 ) - ب : كه آن زر با حال خود آيد و با صورت . . . - م : كه آن زر با حالت طبيعى خويش آيد ( 3 ) - ع : بيفشراند ( 4 ) - ع : ازو ( 5 ) - ج ، ن : كند ( 6 ) - ب : و زر باز بطبيعت خويش به حال آيد ( 7 ) - ب : در خواص مارقشيشا - م : خاصيت او - ج ، ن : خواص او ( 8 ) - ن ، م : در سرفها ( 9 ) - م ، ب : چشم ( 10 ) - ع : طلى - نسخ ديگر : طلا ( 11 ) - ب : اندام ببرد ( 12 ) - كلمهء ( بغايت ) در ج ، ن : نيست ( 13 ) - ع : و اصول آن را محكم كند ( 14 ) - ن ، ج : و همه جائى باشد - ب : ندارد .