خواجه نصير الدين الطوسي
138
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
و آن در زهرهء گاو هندى متولّد مىشود . [ و ] ما دام كه در زهره باشد ، سيّال ( و مدحرج ) باشد « 1 » . چون [ برون كنند ] بفسرد ، و متحجّر گردد . و وزن آن از دانگى باشد « 2 » ، تا غايت چهار درم سنگ « 3 » . فصل « در خاصّيّت جاويس » « 4 » خاصّيّت او آنست كه علّت يرقان را « بغايت » « 5 » سود دارد ، و سدّه بگشايد ، و زردى لون « روى » « 5 » ، ببرد . و درد معده و قولنج را نيكو بود « 6 » . و اگر در چشم كشند « نور » « 5 » بصر را حدّت بيفزايد « 7 » . و قدرى سوده در بينى صاحب لقوه دمند نافع بود « 8 » . و خاصّيّت سنگ پادزهر هم دارد . مثقالى از جاويس يك دينار ارزد . فصل در معرفت حجر التّيس 43 « و خاصّيّت و منفعت او . » « 9 » و آن « 10 » در اندرون تيس متولّد [ مىشود ] ، ( هم ) گردست . [ و او
--> ( 1 ) - ع : سيال باشد - ب : سيال و مدرج بود ( 2 ) - ب : و وزن آن بيرون كنند از دانگى ( 3 ) - ع : تا چهار دانگ - ب : تا چهار درم ( 4 ) - آنچه در ميان علامت گذاشته شده تنها در ع : است ( 5 ) - اين سه كلمه هم تنها در ع : است ( 6 ) - ع : نافع باشد - ب : نيكوها بود ؟ ( 7 ) - م ، ج ، ن : تيز كند ( 8 ) - ع : نيكو بود ( 9 ) - ب : الطيس و خواص آن و در ج ، ن ، م : نيست ( 10 ) - ب ، ج ، ن : و او .