خواجه نصير الدين الطوسي
139
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
را قلبى و شبهى « 1 » سازند ، از لك سبز كرده ، از آن سبب كه حجر التّيس برنگ ] لك « 2 » سبز باشد . امتحان او آن باشد ، كه آهنى « 3 » گرم كنند ، آنچه قلب باشد نشان داغ در وى بگيرد « 4 » . و آنچه حجر التّيس بود ، داغ در وى نگيرد « 5 » و باقى امتحانات كه در پادزهر مذكور است امتحان او باشد . خاصّيّت او آنست « 6 » كه زهر مار را دفع « 7 » كند . و كسى را كه زهر داده باشند ، پيش از آنكه [ زهر ] در مزاج تصرّف « كامل » « 8 » كند ، قدرى حجر التّيس مصوّل كرده 44 ، با دوغ « 9 » ترش بدان كس دهند تا بخورد « 10 » مضرّت زهر را دفع كند ، و شفاء كلّى « 11 » يابد . و اگر كسى را از حشرات زهردار گزيده باشد حجر التّيس را به سركه مصوّل كنند ، و بر موضع گزيدگى « 12 » طلى كنند . زهر را بخاصّيّت جذب ( و دفع ) « 13 » كند ، و درد ساكن كند . « و اگر بر گزيدگى هوام ( مالند بىآنكه سوده باشد ) « 14 » هم درد را ساكن كند » « 15 » . [ و اگر بر وى بمالند همين خاصّيّت كند ] « 16 »
--> ( 1 ) - م : و شهى ( 2 ) - ج ، ن ، م : از آنكه او برنگ لك - ب : ليك ( 3 ) - ب : امتحان او بآهن ( 4 ) - ع : درو گيرد ( 5 ) - ع : قبول نكند ( 6 ) - ب : خاصيتش آن باشد ( 7 ) - ج ، ن : رفع ( 8 ) - ( كامل ) در ج ، ن ، م : نيست ( 9 ) - ب : بدوغ ( 10 ) - ع افزوده : ( كه ) ( 11 ) - كلمهء ( كلى ) تنها در ع : است ( 12 ) - م ، ب : گزندگى ( 13 ) - ب : دفع و جذب ( 14 ) - ع : طلى كنند ( 15 ) - در م ، ج ، ن : نيست ( 16 ) - اين قسمت تنها در ع : است .