خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

665

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

زينت به الفاظى مىگويند كه تنها از تركيب حروف ، بر معنى دلالت نكند ، بلكه به مقارنهء هيأتى يا مدّى دلالت كند - مانند آن‌چه در خبر و استفهام در زبان پارسى گفته‌ايم . نقل ، الفاظى است كه بعد از وضع ، بر چيز ديگرى اطلاق شود - مانند لفظ جنس بر نوع يا برعكس ، يا لفظ شبيه بر شبيه ، مثلا پيرى را شبانگاه عمر يا پاييز عمر مىخوانند . موضوع ، الفاظى است كه شاعر ، خود وضع مىكند و قبل از او كسى آن لفظ را استعمال نكرده است ، ممكن است اهل علوم نيز به آن الفاظ احتياج داشته باشند . ايشان از مناسب‌ترين چيزى به مسمى ، اسمى موضوع اختراع مىكنند و آن برحسب نسبتى حقيقى است . اما شاعران فقط نسبتى خيالى را لحاظ مىكنند . منفصل ، الفاظى است كه از اصل خود تحريف شده ، چنان‌كه چيزى از كلمهء اصلى حذف شده باشد - مانند مرخمات در زبان تازى - يا اين تحريف به مد قصرى يا قصر مدى يا قلبى باشد . اين تصرفات ممكن است توسط لغوى انجام شود ، و ممكن است توسط شاعر باشد . از اين‌رو گفته شده يجوز للشاعر ما لا يجوز لغيره ( امورى براى شاعر جايز است كه براى هيچ‌كس ديگرى جايز نيست ! ) به لفظ منفصل ، مختلط نيز مىگويند . بعضى گفته‌اند لفظ منفصل لفظى است كه به خاطر طولانى بودن يا تنافر حروف ، تلفظ آن دشوار باشد . اما صواب ، همان وجه اول است . در مورد تنعير نيز در مقالهء خطابه توضيح داديم . از ميان اين‌همه ، استعمال مستولى حقيقى بوده و استعمال بقيه ، جهت غرابت ، تعجب ، تخييل بوده ، يا از روى ضرورت و يا به جهت رمز و تحيّر شنونده است . حيله‌هايى كه براى تخييل به كار مىرود يا متعلق به مفردات بوده ، يا مربوط به مركبات است . در زمينهء حيله‌هايى كه متعلق به مفردات بوده ، پيش از اين سخن گفته‌ايم . و اما آن‌چه متعلق به مركبات است ، مربوط به نسبت اجزاى قول با يكديگر است . آن يا به مشاكلت بوده يا به مخالفت . و هريك يا تام بوده و يا ناقص . و يا فقط مربوط به لفظ است يا معنى . آن‌چه فقط مربوط به لفظ است يا برحسب حروف و حركات ( يعنى اجزاى الفاظ كه به تنهايى دلالت نمىكنند ) بوده ، يا برحسب حروف و حركاتى است كه به تنهايى دلالت مىكنند ، و يا برحسب الفاظ بسيط بوده يا برحسب الفاظ مركب است . و آن‌چه مربوط به معنى است يا برحسب بسائط بوده يا برحسب مؤلفات . مثال مشاكلت تام در اجزاى لفظ غيردالّى كه حروف باشد ، تشابه اواخر الفاظ كه در