خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

666

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

سجع و قافيه قرار مىگيرند . و اگر اين مشاكلت در همهء اجزا باشد ، اصناف مقلوبات خواهند بود . مثال مشاكلت تام در اجزاى لفظ غيردالّى كه حركات باشد ، تشابه كلمات بوده كه به آن ترصيع مىگويند : مانند : منبع مجد و آفتاب شرف * معدن فضل و آسمان كرم اگر اين مشاكلت تام هم در حروف و هم در كلمات باشد ، اين ترصيع تام خواهد بود ، مانند : اى منور به تو نجوم جمال * وى مقرّر به تو رسوم كمال مثال مشاكلت تام در ادوات ، تكرار حرف ندا در اول دو مصرع بالاست ، و تكرار « ب » در لفظ « به تو » . مشاكلت تامى كه در اجزاى لفظ - يعنى حروف و حركات - است ، به اعتبارى ديگر مشاكلت ناقص در الفاظ است . مثال مشاكلت تام در بسايط الفاظ ، تكرار رديف يا حاجب در اواخر ابيات است ، كه در ميان شاعران پارسىگوى متداول است . و يا تكرار كلمه‌اى در همهء ابيات يا همهء مصراع‌ها - برحسب التزام شاعر - يا اشتراك اول همهء ابيات در يك كلمه كه به آن « مجنح » مىگويند . و يا اشتراك اول و آخر هر بيت در يك كلمه كه به آن « رد العجز على الصدر » مىگويند و بعضى به آن بيت دايره گفته‌اند . اگر مشاكلت لفظ با مخالفت معنى باشد ، به آن « تجنيس تام » مىگويند - مانند عين و عين به دو معنى . و اگر مشاكلت لفظ برحسب كتابت باشد آن را « تصحيف » مىنامند . مثال مشاكلت تام در الفاظ مركب ، نوعى از قلب است بدين‌گونه كه مىگويند : اين سخن فرض عين است و عين فرض . يا چنان‌كه مىگويند : سفرى كردم وقتى به هرى * به هرى وقتى كردم سفرى مثال مشاكلت ناقص در اجزاى لفظ ، در صورتى كه حروف باشند ، مانند دو حرف متقارب كه در سجع‌ها واقع مىشوند . و در صورتى كه در حركات باشند ، مانند ترصيعاتى كه حركات كلمات در آن متشابه نباشد - چون هنر و كرم . مثال مشاكلت ناقص در الفاظ بسيط ، چنان است كه اگر الفاظ در جوهر خود با همديگر متفق باشند در تصريفات مختلف باشند ، مانند سمك و سماك . و اگر به جوهر