خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

66

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

فصل سوم : تعريف جوهر ، انواع جوهر ، فرق جوهر و عرض در تعريف جوهر گفته شد كه جوهر موجودى است كه در موضوع نيست . در فصل قبل مقصود از « موضوع » را گفتيم . بايد توجه داشت كه وجود به عنوان جزئى از مفهوم جوهر نيست ، زيرا مفهوم جوهر چنان‌كه پيش‌تر آمد ، داراى جزء نيست . و الّا ديگر جنس عالى نخواهد بود . همچنين وجود لازم جوهر نيست تا اين‌كه گفته شود هر جوهرى هميشه موجود است . بلكه مقصود اين است كه هر جوهرى ، هنگام موجود شدن وجودش از قبيل موجوداتى كه در موضوع هستند ، نيست . اين معنى ، از لوازم جوهر است . جوهر افزون بر ويژگى فوق ، داراى خواص و صفاتى است كه در برخى از آن خواص ، بعضى از اعراض نيز شركت دارند ، براى نمونه : 1 - جوهر ، ضد ندارد . 2 - جوهر مىتواند محل اضداد باشد ( دو ضد عبارتند از دو عرض از يك جنس كه نهايت اختلاف ميان آن‌ها باشد و همزمان نتوانند در يك موضوع موجود شوند و فقط به صورت تعاقب مىتوانند در يك موضوع موجود شوند ) . 3 - جوهر قابل شدت و ضعف نيست و مثلا نمىتوان گفت اين انسان از آن انسان ، انسان‌تر است ! يا اين سياهى از آن سياهى ، سياه‌تر است ! انواع جواهر هر جوهرى يا بسيط است يا مركب . هر جوهر بسيطى يا جزء جوهر مركب است يا نه . هر جوهرى كه جزء جوهر مركب است يا محلّ است يا حالّ . مقصود از محل ، جزئى است كه قوام مركب به آن است كه آن را ماده مىگويند . مقصود از حالّ آن جزئى است كه فعليت مركب به آن است و آن را صورت مىنامند . جوهر مركب ، مركب از ماده و صورت است و آن را جسم مىنامند . اين سه نوع جوهر ، جوهر مادّى ناميده شده است . جواهر بسيطى كه جزء جوهر مركب نباشند ، جواهر مفارق ناميده مىشوند . جواهر مفارق خود بر دو قسم‌اند : 1 - جوهرى كه تصرف تدبيرى در ماديات دارد و آن را نفس مىگويند . 2 - جوهرى كه تصرف تدبيرى در بدن ندارد و آن را عقل مىگويند . پس به‌طور كلى ، جوهر براساس تقسيم‌بندى فوق داراى پنج قسم است : ماده ،