خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

655

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

فصل اوّل اشاره‌اى به ماهيت و منفعت شعر و آن‌چه متعلق به آن است صناعت شعرى ، ملكه‌اى است كه با حصول آن ، انسان مىتواند تخيلاتى را كه مبادى انفعالاتى مخصوص هستند ، واقع كند . در عرف قدما ، اطلاق اسم شعر بر معنى ديگرى بوده و در عرف متأخران شعر معنى ديگرى دارد . اما محققان متأخر براى شعر حدى ذكر كرده‌اند كه بر وجه اتمّ ، جامع هردو معنى است . و آن حد اين است : شعر كلامى تخيلى بوده كه از اقوال داراى وزن متساوى و قافيه ، تأليف مىشود . « كلام موزون » داراى دو معنى بوده و اين لفظ به نحو اشتراك بر آن‌دو معنى قرار مىگيرد : الف - حقيقى : و آن قولى است كه حروف ملفوظ آن برحسب حركات و سكنات عددى ايقاعى باشد . ب - مجازى : و آن هيأتى براى سخن است كه از جهت تساوى اقوال است و برحسب ظاهر شبيه به وزن است . چنان‌كه در خسروانىهاى قديم اين‌گونه بوده است . وزن خطابه ، قريب به همين معنى است . مقصود امروزيان از وزن فقط معنى اول بوده ولى قدما هردو معنى را وزن مىدانسته‌اند . معنى « تساوى » كه در تعريف شعر گفته شد ، اين است كه اركان قول كه عروضيان به آن افاعيل مىگويند ، در همهء اقوال ، متشابه بوده ، از نظر تعداد هم مساوى باشند . زيرا اگر متشابه نباشند ، بحر آن مختلف شده ، اگر مساوى نباشند ، ضرب آن مختلف مىشود ، مثلا مثمن با مسدس در يك شعر جمع مىشوند .