خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
641
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
الف - لفظ غريب و مشتمل بر حروفى كه به دشوارى بتوان آن را تلفظ نمود ، خواه از آن لغت بوده و خواه از لغتى ديگر باشد ، مانند لفظ عنفقيق براى داهيه و سختى زمانه . ب - لفظ غيرغريب اما طولانى ، در صورتى كه به جاى آن بتوان الفاظ بهترى استعمال نمود ، مانند لفظ مشعشعه به جاى خمر ، توضيح اينكه خمر و راح و ديگر نامها متداولاند ، اما هيچكدام به اين درازى نيستند . ج - لفظ مركب از اعراض بعيد كه به جاى اسم به كار رود - مانند بسيار چشم ، به جاى آسمان ، سياه سر به جاى انسان . بدترين اين الفاظ ، لفظ مركبى است كه بر معنى دلالت نكند . د - لفظ مشتمل بر افراط در تحقير يا استهزا ، مانند آنكه كسى به مخاطب خود بگويد : غليمك ! بهطور كلى در همهء مواضع بايد از مبالغههاى مفرط پرهيز نمود . چنانكه از به كار بردن الفاظ زشت و هذيانى نيز بايد احتراز كرد . و اگر در موضعى ضرورت استعمال اين الفاظ وجود داشته باشد ، بايد استعارهاى لطيف به كار برد . چنانكه از عمل آميزش جنسى ، به مباشرت بايد تعبير نمود . كاربرد اشاره به جاى عبارت در سخنرانى پسنديده نيست . اگر سخنران بخواهد ، از قبايح افعال ، تعبير كند ، بايد به جاى آن ، ضد آن را سلب كند . مثلا اگر مىخواهد بگويد فلان كس خيانت كرد ، بايد بگويد : دست كشيده نداشت . يا اگر مىخواهد بگويد : زنا كرد ، بگويد : طريق عفت را نپيمود . زينت سخن به تغيير لفظ است و آن عبارت است از استعاره و تشبيه . استعاره چنين است كه از معنى به مثل آن - مانند آنكه به دل ، پادشاه گفته شود ، يا به ضد ، مانند آنكه به سياه ، كافور گفته شود ، عدول مىكنند ، و يا آنكه به جاى اسم ، مناسب آن ذكر شود ، مانند آنكه به ستارهء شعرى ، نباح آسمان گويند ، يا سنبله را خرمن آسمان خوانند . و تشبيه چنان است كه مثلا به دلير ، شير يا همتاى شير بگويند . يكى از استعارات لفظى اين است كه به جاى حيوان ، غيرحيوان ، را ذكر كنند ، مانند آنكه به غضب ، لجوج گفته شود و به غم ، بد غريم ! استعارهاى كه به نحو عدول باشد يا از لفظى گرفته شده كه در معنى شريك است ، كه