خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
640
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
شده و به افراط برسد ، خارج از محاورات عاميانه بوده و مردم نمىتوانند از آن سودى ببرند . مراد از اعتدال اين است كه سخن از درجهء ركاكتى كه در سخن عوام است بالاتر باشد . و از سوى ديگر چنان با تكلف و تصنع نباشد كه از محاورات خواص شمرده شود . چنان الفاظى « مستولى » ناميده مىشوند . سخن بايد فصيح باشد ، يعنى بر تمام معنى ( بدون كم يا كاست ) دلالت كند . بايد كلام از حشو و زوايد لفظى خالى باشد . همچنين لفظ بايد صحيح باشد ، يعنى مبالغههايى كه نشانگر كذبى آشكار هستند ، در سخن نباشند . لحن و غلط در لفظ نبايد باشد ، زيرا لحن سخن را ركيك مىنمايد . بايد كلماتى را كه مانند رباط و طناب سخنى را به سخنى ديگر متصل نموده و يا كلماتى كه ميان سخنى با سخنى ديگر فاصله ايجاد مىكند ، به جاى خود رعايت نمود . و نيز بايد كلام از امور حشو و زايدى كه رشتهء كلام و نظام سخن را گسسته مىكند ، خالى باشد . همچنين بايد شرايط تقديم و تأخير برحسب اقتضاى هر لغتى رعايت شود . سخنور بايد از ايراد سخنى در ضمن سخن ديگر ، پيش از اتمام سخن اول ، دورى جويد ، زيرا اين امر مقتضى اغلاق و پيچيدگى مىشود . همچنين بايد از ابهام ، مغالطه و احتمال ضدين احتراز كند . زيرا اين سخنان اگر به قصد زينت باشد ، كار كاهنان شعر است و اگر به قصد صدق باشد ، كار كاهنان و منجمان بوده كه همواره بر آناند سخنشان بدون محمل باقى نماند ، تا اگر يك طرف كاذب بود ، طرف ديگر صادق باشد و بگويند مراد ما همان طرف صادق است . خطيب بايد ميان ايجاز و تطويل كلام ، حد اعتدال را نگه دارد ، تا سخنش متناسب باشد . زيرا ايجاز ، مخلّ به معنى بوده و طولانى شدن كلام نيز شنونده را ملول مىسازد . اگر شنونده از درك بالايى برخوردار است ، بايد بيشتر جانب ايجاز را رعايت كرد . اما اگر غرض تأكيد يا تخويف است بايد به طرف تطويل ميل نمود . در همهء مواضع بايد از تكرار بدون فايده اجتناب نمود . و همچنين بايد از الفاظ مترادفى كه ذكر آنها صرفا تكرار يك معنى است احتراز نمود . نيز ضرورى است كه الفاظ مشكل ، غريب ، منفرد از تركيبات و اشتقاقهاى غريب و نامتداول و نيز الفاظ با رد در سخن استعمال نشود . و اين بر چهار صنف است :