خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

634

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

سريع الانفعال است . ه - احوال نفوس : بزرگ‌منش مانند شجاع است و ضدش مانند بددل . ساير اصناف نيز بر اين قياس است . در اين‌جا سخن پيرامون اخلاق به پايان مىرسد . بايد دانست كه اخلاق و سياسات و فضايل ، بالعرض در اين صناعت ذكر مىشوند و ذكر آن‌ها به جهت آن است كه در امور مفاوضات ، از احكامى عارض و لاحق هريك مىشود ، بهره گيرند . و اما بحث از اعراض ذاتى اين امور - اخلاق - متعلق به حكمت عملى است ، زيرا اين معانى ، موضوعات بعضى از مباحث آن‌اند . آن‌چه بعضى گمان كرده‌اند كه خطابه مركب از جدل و اخلاق است ، ظنى دور از صواب است . فصل هشتم : انواع مشترك و ختم سخن در انواع گرچه نوعى كه متعلق به ممكن و غيرممكن ، متوقع و غيرمتوقع ، كائن و غيركائن ، تعظيم و تحقير امور است ، عام بوده و در همهء اصناف خطابه مفيد هستند ، اما ممكن و غيرممكن بيش‌تر متعلق به مشاورات ، كائن و غيركائن به مشاجرات و تعظيم تحقير بيش‌تر متعلق به منافرات است . الف - انواع ممكن و غيرممكن : نقيض ممكن و شبيه و جارى مجراى آن و مضاف به ممكن ، ممكن خواهد بود . اگر اصعب و سخت‌تر ممكن باشد ، اسهل و آسان‌تر هم ممكن است . و اين در تحت مضاف قرار دارد . هر امرى كه وجودش بر حالى ممكن باشد ، پس وجودش ممكن است - مثلا اگر بناء نيك ممكن باشد ، پس بناء ممكن است . هر امرى كه ابتداى وجودش ممكن باشد ، انتهاى وجودش نيز ممكن است ، عكس اين حكم نيز صحيح است . چون متأخر به طبع ممكن باشد ( مانند مرد ) متقدم به طبع نيز ممكن است ( مانند كودك ) . عكس اين حكم نيز صحيح است . هر امرى كه به طبع اشتياق بدان وجود دارد ، ممكن است ، زيرا محال مشتاق اليه است . اگر هريك از اجزا ممكن باشد ، كل ممكن است ، و برعكس . اگر طبيعت نوع ممكن باشد طبيعت جنس نيز ممكن است . آن‌چه علمى - مانند طب - يا صناعتى - مانند كشاورزى - مقتضى آن باشد ، ممكن است . هر امرى كه منوط به تدبير ما است ، ممكن است . هر امرى كه به معونهء افاضل و