خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
628
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
سختىها و مكاره ، اطمينان به خلاصى و نجات داشته ، آمادهء برخورد با شدائد است . شجاعت مبنى بر دو امر است : حسن ظن ، تمكن از دفع . دواعى شجاعت عبارتاند از : زيادى ياوران ، كثرت قوت و توان ، ظالم نبودن ، بزرگنفس بودن ، تجربه ، اطمينان به عاقبت نيك داشتن ، امن از شرور ، عجب و غرور به بزرگى . آنچه دلاور و شجاع بدان دلير است ، عبارت است از : امرى كه تلف نمىشود ، امرى كه داراى تلافى است ، امرى كه حقير و كوچك است ، چيزى كه قدرش ناشناخته است ، امرى كه دلاور توقع انتظار بزرگتر از آن را در عوض آن دارد ، چيزى كه هنوز تجربه نشده ، يا تجربه شده و هنوز تلف نشده است . ممكن است همين معنى سبب ترس نيز باشد . 5 - خجلت و حيا : و آن عبارت است از ترس حيرتى براى نفس به خاطر عروض امرى كه مقتضى مذمت است . در مقابل خجلت ، وقاحت و پررويى است . كسى كه داراى صفت وقاحت باشد ، با از دست دادن حمد يا به دست آوردن مذمت ، نگران نمىشود . فاضحات يعنى امورى كه زشتاند عبارتاند از : فرار از جنگ ، انجام دادن امور پست خيانت ، آميزش با مردمى كه متهم به انجام امور ناروا هستند ، حرص بر امور جزئى ، تنگدستى و خست براى كسى كه ثروتمند است ، به دروغ تملق و چاپلوسى كردن ، هنر ديگرى را بر خود بستن ، به خاطر ضرر اندك جزع و فزع نمودن ، تملق در حد افراط . امورى كه از موجبات خزى ( رسوايى و خوارى ) اند ، عبارتاند از : رضايت كسى به اينكه مورد استهزا قرار بگيرد ، انجام دادن امور پست و ذكر و گفتوگو پيرامون آنها ، تحمل شر به خاطر حرص ، حيا و شرم از كسى كه گمان مىرود با حيا كردن در مقابل او خيرى از او عايد حياكننده مىشود و اين شخص يا كسى است كه مورد اعتقاد حياكننده است يا حياكننده به او محتاج است و يا اينكه او از ستايشگران وى بوده و يا همرتبه و همسنگ اوست ، و اگر حياكننده خود صاحب رأى نيز باشد خذلان و خوارى به مراتب بيشتر بوده و فضاحت آن آشكارتر است . تأثير رسوايى و خوارى قياس با خويشان ، اقران ، همصحبتان ، دشمنان ، عيبجويان ، مسخرهكنندگان آشنايان قديم و يا در مورد كسانى كه نسبت به او حسن ظن داشتهاند ، باشد ، بيشتر خواهد بود . و اما اگر در قياس با دوستان و كسانى كه نسبت به آنها مبالاتى