خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

629

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

وجود ندارد ، و اطفال و بيگانگان باشد ، تأثيرش كم‌تر است . 6 - شكر نعمت و كفران آن : نعمت امرى سودمند بوده كه اگر شخصى به انسان آن را عطا كند ، رهين منتش بوده مطيع و شاكر خواهد شد . و آن يا به خدمت است يا به صنعت . اگر نعمت در وقت حاجت به انسان برسد ، سبب زيادى منت خواهد شد ، و همچنين اگر از سوى كسى باشد كه در انعام ، تك و منفرد است . چنان‌كه نعمتى كه از سوى منعم اول يا از كسى كه انعامش بسيار است ، يا كسى كه توقع پاداش ندارد ، يا انعام را پنهانى مىدهد ، و منت نمىگذارد ، سبب زيادى منت است . اسباب از بين رفتن نعمت عبارت‌اند از : نظر منعم بر عوض يا غرضى باشد ، نعمت از مقدار واجب كم‌تر باشد نعمت در امرى باشد كه بدان احتياجى نيست ، نعمت بر سبيل اتفاق يا ضرورت يا غلط باشد ، همراه با مشاركت پستان و يا دشمنان باشد ، نعمت همراه با امرى باشد كه آن را نقض مىكند ، مانند منت نهادن يا استهزا . 7 - شفقت و اهتمام به غير : و آن دردى نفسانى است كه سبب آن رسيدن يا خوف رسيدن ضررى غيرمنتظره بر غير بوده و آن ( غير ) مستوجب دريافت چنين ضررى نيست . براى مرده ، اهتمامى وجود ندارد ، زيرا مرگ امرى غيرمتوقع نيست . اهتمام ، بيش‌تر در مورد دوستان ، خويشان ، آشنايان ، حريفان ، همسران ، اهل كمال در صناعات ، مظلومان ، عاجزان و كسانى كه در معرض رسيدن آفتى باشند ، و يا كسانى كه بدون انجام خيانتى ضررى ببينند مىباشد . اهتمام به فرزندان ممكن است به درجه‌اى از افراط برسد كه ديگر به آن اهتمام گفته نشود ، بلكه مانند اهتمام به اعضاى خود باشد . مىگويند بعضى از عقلا ، در مصيبت فرزند خود اظهار جزع ننمود ، اما وقتى به دوستش زيانى رسيد جزع كرد . امورى كه سبب كمى اهتمام هستند عبارت‌اند از : كثرت يا قلت تجربه ، غرور به اقبال و ترقى مرتبه از آن‌كه كسى را به حساب آورد ، حسن ظن ، شجاعت ، غضب ، قساوت ، استهزا ، مشاغل بزرگ داشتن ، اندوه زياد . بعضى از اين عوارض ، همچنان‌كه مقتضى عدم شفقت است ، مقتضى آن است كه بر صاحب آن نيز كسى شفقت نبرد . براى افراد فرومايه ، پست ، و ذليل ، كسى اهتمام بسيارى به خرج نمىدهد . امورى كه